تبليغاتX
ایثار و شهادت
احیاء فرهنگ ایثارگری و شهادت طلبی و روحیه جهاد در راه خدا
 حرمت شکنی به مقدسات در روز عاشورا از کجا شروع شد؟

 

بنام خدا

 

"انالله و انا الیه راجعون"

 

چه کسانی مسئول این حرمت شکنی و توهین به ارزشها و اعتقادات مردمند؟

 

با مروری کوتاه بر اتفاقات و جریانات بعد از انتخابات، دست بسیاری از افراد و جریانات را، در رساندن جامعه به وضعیتی که در روز عاشورای حسینی امسال در تهران، شاهدش بودیم، برای اهل بصیرت رو نمائی می کند.

 

متأسفانه بعد از انتخابات قانونی ریاست جمهوری شاهد یکسری رفتارها و موضع گیری های غلط و ناصواب از سوی برخی کاندیداها، مسئولین و رهبران جریانات سیاسی، روشنفکران و اصحاب قلم، فعالان سیاسی مستقل و وابسته و حامیان تند و افراطی ایشان بودیم.

 

رفتارهائی که به عیان مخالفت صریح با قوانین و چارچوب های اخلاقی و دینی بود، رفتارهائی که روح وحدت و امنیت داخلی را به مخاطره می انداخت، رفتارهائی که جز به آشوب کشیدن کشور و صدمه زدن به آرامش روحی، روانی، جانی و اقتصادی مردم نتیجه ای در بر نداشت، رفتارهائی که جز کف و سوت، شادی و طمع، فتنه و خدعه، برای دشمنان قسم خورده و دمیدن روح و انگیزه تازه در کالبد نومیدشان، برای کشور ثمری نداشت.

 

رفتارهائی که با کمی هوشیاری و بصیرت می شد ردپای استکبار جهانی و شیاطین شرق و غرب را در آن بوضوح دید، رفتارهائی که از قانون شکنی علنی آغاز، با توهین و حمله آشکار به آرمان ها، ارزشها و مقدسات انقلاب و اسلام نظیر روزه خوری علنی روز قدس، نفی حق فلسطین، نفی مبارزه با اسرائیل غاصب، توهین به ولایت فقیه، ارکان قانونی نظام، خون شهدا و بنیانگذار انقلاب، "امام خمینی" ادامه یافت و در نهایت در یک اقدام عجیب و باورنکردنی در روز عاشورا، ضمن قانون شکنی مجدد، با حرمت شکنی و توهین به ارزشها و مقدسات عاشورائی اباعبدالله الحسین (ع)، پردۀ آخر نمایش خود را بازی کردند و در عین ناباوری مردم، به لطف الهی کوس رسوائی خود را در عالم و اینبار برای همیشۀ تاریخ نواختند.

 

آری در برابر چشم همگان به حقیقتی که 1400 سال پیش برای احیاء روح آزادگی و ظلم ستیزی و مبارزه با طاغوت بپاخاسته و خون خود و عزیزانش را تقدیم این راه نموده بود و بین دو راهی مرگ و بیعت با یزید، آن طاغوت و ظلم و فساد مجسم، مرگ با عزت را برگزید و نیز به لبیک گویان و عزاداران آن امام همام توهین و بی حرمتی کردند.

 

کاروان جشن و پایکوبی و شادی راه انداخته و به جان و مال عزاداران تعرض کردند. با این اقدام نشان دادند که همان عقبۀ امویان از آل مروان و آل زیاد و دشمنان آل الله اند که این روز را بعنوان روز شادی و فرح به رسمیت شناختند. "و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین (ع)".

 

اشتباهاتی پی در پی که با وجود نصایح و مواعظ حکیمانۀ مقام ولایت و رهنمودهای عالمانه و دلسوزانۀ علماء و مراجع تقلید و اعلام موضع خیرخواهانۀ خواص با بصیرت و مردم انقلابی و ولائی و همیشه در صحنه، مبنی بر دعوت همگان به قانون، وحدت، اصلاح اشتباهات و بازگشت به دامان انقلاب و مردم، با خودسری و نادانی مکرر در مکرر تکرار شد و کار را بدانجا رساند که قلب حضرت ولیعصر (عج) و عزاداران حسینی را جر یحه دار نمودند.

 

اینان مرتکب گناه بزرگ و نابخشودنی ای نزد خدا و ملت هوشیار ایران شدند که وساطت هیچ کس در حقشان کارساز نیست. و بقول رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) در دیدار با یکی از همفکران ایشان، که به قصد وساطت و وصایت ایشان آمده بود قریب به این مضمون فرمودند: تنها راه باقیمانده برای اصلاح ظلم و گناه بزرگی که کرده اند، اصلاح کار خویش و بازگشت به دامان ملت و انقلاب و آرمان های امام است.

 

ایشان با این پروسۀ غمباری که در این چند ماهه پیگیری کرده اند بر همۀ افتخارات گذشتۀ خود قلم بطلانی کشیده و همۀ نسبت هایشان با نظام و رهبری و مردم را برهم زدند، دشمنان اسلام و نظام را علیه دین و انقلاب جری و گستاخ کردند و ... از اینرو باید دوباره مشق اعتقاد و عمل بنویسند و مجدد نسبت هایشان را با نظام تعریف کنند. و آنگونه رفتار کنند که دندان طمع دشمن کشیده و آبی که از جوی خارج نمودند به جوی برگردانند. این خواص مردود شده، نه تنها گناه خویش بلکه گناه کسانیکه از سر جهل و نادانی، از ایشان پیروی کردند را نیز بدوش می کشند. 

 

معلوم نیست چرا با اینهمه نشانه و حجت آشکار که در پس و پیش اشتباهات و موضع گیری های ناصوابشان می بینند، بهوش نمی آیند و چون ره گم کردگانی که نشانه ها و چراغ ها و علامت های راه را می بینند باز به بیراهه می روند، رفتارشان به خواب رفته ها را نمی ماند گوئی خویش را به خواب زده اند. آرزوی ما بیداری و هدایت برای ایشان است و گرنه با قهر خدا و خشم یک ملت روبرو می شوند.

 

در این جهت چه حکیمانه و البته شفیقانه رهبر انقلاب فرمودند: سعی ما بر دفع حداقلی است اما گویا خود ایشان بر دفع حداکثری اصرار دارند.

 

ملت ما بیدار و هوشیار و بفرمان امام خویش، پشت سر رهبری و گوش بفرمان اوست، دشمنان آگاه و در کمین خارجی و ایادی نادان و طمع ورز داخلی اعم از خواص و عوام شان، بدانند این ملت و فرزندان امام و رهبری نخواهند گذاشت که تاریخ تکرار شود، خدا نکند که رهبری از ایشان ناامید شود و بر خلاف میل همۀ دوستداران نظام و ولایت فقیه فرمانی دهد امام گونه، که به طرفة العینی چنانکه در اول انقلاب شاهد آن بودیم، فرزندان این انقلاب و این مرز و بوم دست کینه توزان و نابخردان داخلی را برای همیشۀ تاریخ از صفحۀ این مرز و بوم پاک خواهند نمود.

 

"کل یوم عاشورا، کل ارض کرببلا"

 

در ایامی که دلهای میلیون ها مسلمان و غیر مسلمان در سوگ شهادت مظهر حقیقی آزادگی و اطاعت خدا و یارانش و اسارت آل الله، سوگوار و عزادار بود، مصیبتی دیگر بر حرارت و شعلۀ آن افزود.

 

این مصیبت عظمی را به ساحت مقدس حضرت ولیعصر (عج)، مقام معظم رهبری، علمای اعلام، حوزه های علمی و دانشگاهی، جهان اسلام و مردم ولائی و محب اهل بیت (ع) ایران اسلامی، کاربران محترم سایت و هر انسان عاشق آزادگی و شرف، تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.

 

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 اهمیت و جایگاه ایثار از منظر قرآن و روایات

اهمیت و جایگاه ایثار از منظر قرآن و روایات

ایثار یک واژه عام است که در همه مکتب ها و فرهنگ ها وجود دارد اما در اسلام از یک برتری خاصی برخوردار است و هر تلاش و فداکاری و از خودگذشتگی را ایثار نمی گویند. ، بلکه ایثار در اسلام، پیش زمینه ای چون اخلاص و در راه خدا بودن، دارد. ایثار بیانگر رشد و معرفت انسانی است و این موقعی است که انسان به یک تکامل روحی دسترسی پیدا کند. ایثارگری از آنجایی که حامل پیام هایی همچون: خداخواهی، دین باوری، خدایابی، انسان دوستی و دگرخواهی، شهادت، رشادت، از خودگذشتگی، عزت و عظمت و...  است، در بین ما تقدس پیدا کرده است.

الف) قرآن كريم با بيان شواهد و نمونه هایی، ايثار را در ابعاد مختلف ستوده است، ازجمله:

1) حـضـرت ابـراهـيـم (ع) را به عنوان(بـنيانگذار ايثار)[1] مى ستايد كه از خدايان و بت هاى مـشـركان بيزارى جسته ، ترسى به خود راه نداد و جان بر كف، بت ها را در هم شكست و فرياد برآورد كه: "اُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ؛[2] اف بر شما و بر چيزهايى كه جز خدا مى پرستيد!"

هـمـچـنـيـن در جـريـان ذبـح حـضـرت اسـمـاعـيـل، وقـتـى ابـراهـيـم (ع) خـواب خـويـش را بـه عمل تبديل كرد و از آن آزمايش الهى پيروزمندانه بيرون آمد، خداوند او را اين گونه ستود: "سَلامٌ عَلى اِبْراهيمَ كَذلِكَ نَجْزِى الْمحْسِنينَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ؛[3] سلام بر ابراهيم ، ما نيكوكاران را اين چنين پاداش مى دهيم، او از بندگان مؤ من ما بود."

2) در بیان ايثار جانى حضرت على (ع)مى فرمايد: "وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ؛[4] و بعضى از مردم براى به دست آوردن خشنودى خدا جان خويش را فدا مى كنند.

و در جاى ديگر ايثار مالى خاندان پيامبر(ص)را چنين مى ستايد: "وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً؛[5] غذاى خويش را با آنكه آن را دوست دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى خورانند."

هـمـچـنـيـن ازانـصـارـ كـه در حـال فـقـر، از بـرادران مـهـاجـر خـود، بـا تـقـسـيـم امـوال وخـانـه هـاى خـويش پذيرايى كردند و آنان را بر خود مقدّم داشتند ـ اين گونه تمجيد مى كند: "وَ يُؤْثِرُونَ عَلى اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ؛[6] ديگران را بر خود مقدم مى دارند، هر چند خود، فقير و نيازمند باشند.

ب) از ايـثـار در روايـات بـه عـنـوان (خوى و خصلت ابرار و برگزيدگان الهى، نيكوترين احسان و اعلى مراتب ايمان) نام برده شده است، چنان كه اميرمؤمنان علی (ع) می فرماید: "اَلاْ يثارُ سَجِيَّةُ الاْبْرارِ وَ شيمَةُ الاْخْيار؛[7] ايثار خوى نيكوكاران و شيوه نيكان است. در جاى ديگر فرمود: "اَلاْيثارُ اَحْسَنُ الاِحْسانِ وَ اَعْلى مَراتِبِ الايمانِ؛[8] ايثار نيكوترين احسان و بالاترين مراتب ايمان است .

ایثار واقعی ارتباط تنگاتنگی با مفهوم شهادت دارد و در حقیقت باید گفت این دو مفهوم از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. آنجا که انسان مکتبی و دین مدار، خون پاكش را در راه پاسدارى از اسلام و ارزش هاى متعالی آن، تقدیم می کند، به بالاترين درجه ايثار رسـيـده و مـحـبـوب تـريـن مـقـام را نـزد خـدایش دارد؛ چـنـان كـه رسول خدا(ص) درباره ارزش خون پاك شهيدان راه خدا مى فرمايد: "ما مِنْ قَطْرَةٍ اَحَبُّ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فى سَبيلِ اللّهِ؛[9] هيچ قطره اى در پيشگاه خداوند، محبوب تر از قطره خونى كه در راه خدا ريخته مى شود نيست."



[1] امام خمينى (ره) فرمود: حضرت ابراهيم (ع) بنيانگذار ايثار است. (صحيفه نور، ج 19، ص 53.)

[2] انبياء، آيه 67.

[3] صافّات، آيات 109 ـ 111.

[4] بقره، آيه 207.

[5] انسان، آيه 8.

[6] حشر، آيه 9.

[7] شرح غررالحكم، ج2، ص 164.

[8] همان، ص 31.

[9] وسائل الشيعه، ج 11، ص 8.

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 گشت و گذاری به وادی ایثار و شهادت

سرآغاز بحث 

دستیابی به شاخصه های ایثار و شهادت مستلزم آشنایی با مفاهیم ایثار و شهادت است. ایثار و شهادت دو میوۀ ارزشمند و متعالی دین و مکتب الهی است، هر جامعه ای برخوردار از این دو، باشد سعادت و پیروزی را قرین خویش ساخته است.

لازمه برخورداری جوامع از این دو، تعلیم و تربیت صحیح فرد فرد جامعه در پرتو تعالیم نورانی انبیاء الهی و برجسته نمودن شاخصه های ایثار و شهادت که همان الگوهای عملی انسانی، اخلاقی و دینی است می باشد.

نمونه هایی از روحیه ایثار و شهادت، ممکن است به صورت مقطعی و ناپایدار در هر جامعه ای پدیدار شود اما نوع و رتبه آن بر اساس مبانی فکری و اعتقادی و جهان بینی و ایدئولوژی هر جامعه متفاوت است و ایثار و شهادت حقیقی را تنها در مکاتب الهی و توحیدی می توان یافت.

آن زمانی می توان به دارا بودن آن به عنوان یک گرایش همگانی و پایدار بالید که این روحیه از طریق بالا رفتن سطح معرفت و شناخت مردم به روی آوردن به الگوهای الهی و آسمانی در جامعه بینجامد و به صورت یک فرهنگ همه گیر و غالب در آید.

تعریف ایثار

(ايـثـار) در لغـت، به معناى برگزيدن ، غرض ديگران را بر غرض خويش مقدّم داشتن و مانند آن اسـت.[1] به عبارتی به معنای از خود گذشتگی و ترجیح و برتری دادن به آنچه مطلوب دیگران است،

ايثار در اصطلاح عبارت است از: بخشش مال به كسى، با وجود احتياج به آن.[2] در اخلاق اسلامی به معنای گذشت از خود به نفع دیگران است و اینکه درباره چیزهایی را که خود به آن نیازمندیم، دیگران را بر خود ترجیح دهیم.  

اگر بخشی از مال خود را به دیگران بدهیم و برای خود هم نگه داریم، انفاق کرده ایم، ولی « ایثار» این است که مال خود را تماما به دیگری ببخشیم، در حالی که خود به آن نیاز داریم.

بعضی از معانی ایثار، در امور مالى يا مقدم داشتن خواسته ديگران، در مسائل دنیوی صدق مى كـنـد، ولى آنـچـه در حیطه امـور دینی و اعتقادی و دفاع از ارزشها مـطـرح اسـت چـيـزى بـيـش از ايـنـهـاسـت و در این مجال، مفاهیمی نظیر گـذشـت از جـان، مال، مقام، شخصيت، آبرو و نظایر آن برای هدفی مقدس را شامل مى شود. بدين معنا كه يك انسان با اعتقاد، در راه اعتلاى اسـلام و پـايـدارى در راه اقامه شعاير دينى و دفاع از ارزشهای مقدس و برافراشتن پرچم توحيد، با تمام امكانات مادی و معنوی خود تلاش كرده، و حتی از بذل جان و مال خويش در راه حفظ و حراست از هدف مقدّس و متکامل خود، دريغ نورزد.



[1] لغت نامه دهخدا، ج 8، واژه ايثار.

[2] جامع السعادات، ج 2، ص 122.

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 واقعیت های زمان فتنه، جریانات مداخله جو و راهکار اساسی برای حفظ امنیت

 

روزگاری بود همه یکصدا و یکپارچه از راه امام و شهدا می گفتند و با افتخار بدان راه می رفتند

و در حقیقت می گفتند و می رفتند نه اینکه چون داستان آن پرنده، تظاهر به راه رفتن کبک کنند.

اما دریغ که همگام با گذشت زمان، زبان و گویش، لهجۀ سخن گفتن ها، نشست و برخاست ها، آمدن و رفتن ها و رفتار و  کردارهاشان تغییر کرد.

گاهی در حجاب و هالۀ تظاهر به حق و حقیقت و گاهی بی پرده و آشکار و در یک تغییر همه جانبه و نمایان.

بی شک آنانی که دستِ تظاهر به ارزشگرایی، حقیقت مداری، عدالت محوری، قانون گرایی و مردمی بودن که شعار و عقیدۀ عمیق و قلبی امام و شهدا بود می زنند اما عمل و کردارشان چیز دیگری است، تا کی می توانند در پس این حجاب ها و ظاهر نمایی ها دوام بیاورند.

آنچه را که تاریخ، ثبت و تأیید و بارها و بارها تکرار کرده اینست که: "خورشید حقیقت، همیشه در پسِ ابر نخواهد ماند".

آری آخرالامر؛ پوشش و حجاب و ابر و هالۀ نفاق از چهره ها به کنار می رود و حقیقت فکر و اندیشه و عمل انسان بر همگان نمایان می شود، و اگر این امر در این عالم به گونۀ صد در صدی حاصل نشود به روز عقبی، دیگر حجابی باقی نمی ماند و این مهم، رخ می نمایاند.

این ها نه توهم که بخشی از واقعیتهای زمان ماست که البته در همۀ زمان ها نُسَخی همانندش را می توان یافت. آنچه در این مجال، واجد اهمیت است، شناسایی موقعیت خویش در نظام اسلامی ایران و ارائۀ تعریف دقیقی از نسبت و رابطۀ خود با نظام و آرمان های امام و شهدا و نیز آشنایی با جریانات و آسیب های واقعیت تلخ و ناگوار فتنۀ اخیر است در این بخش به معرفی جریانات و گروه های فتنه انگیز و سبب ساز ناامنی های اخیر (مصادیق افراد و گروه ها بعهدۀ خوانندگان فرهیخته) و برخی دلایل منجر به آسیب و برخی راهکارهای حفظ آرامش و وحدت و برون رفت فتنه و آشوب می پردازیم:

-          افراد و گروه هایی که با اصول و آرمان ها و راه امام و شهدا از همان ابتدا موافق نبودند اما جسارت آشکار ساختن آن را هم، خصوص در زمان حیات امام نداشتند. و البته هیچگاه از زمینه سازی و فعالیت زیرزمینی علیه اهداف و ارزشهای نظام اسلامی دست نشستند.

-          افراد و جریاناتی که از پیش از انقلاب، با امام و اهداف و آرمان های امام، همراه و موافق بودند اما به دلیل افتادن در دام اندیشه های سکولاری و جریان روشنفکری غرب، راه خودشان را در زمان حیات امام از انقلاب جدا کردند.

-          افراد و جریاناتی که به انقلاب و آرمان های امام تا زمان حیات امام (ره) پایبند بودند (به نوعی انقلاب را تحمل کردند) اما پس از رحلت امام، دچار یک دگردیسی عمیق در اندیشه ها و رفتارهاشان شدند.

-          گروه هایی که پس از امام نیز به آرمان ها و اهداف امام و شهدا پایبند بوده و هستند اما به دلیل نزدیکی و همنشینی با تئوریسین ها و روشنفکران غربزدۀ مسلمان، که مروج اندیشه های سکولاریستی، پلورالیستی و تجددگرایانۀ مکاتب غربی اند، کم کم، سلائق و ذائقه هاشان از آرمان های امام و اصول اسلامی، فاصله گرفت و از اینرو  به چهره هایی مخالف با نوع حکومت و ادارۀ امور کشور تبدیل شده اند. البته هنوز در شعارها و سخنانشان از امام و آرمان های امام سخن می رانند و حتی خود را به امام و اهداف او نزدیکتر می دانند، اما در عمل، کار دیگر می کنند و دستانشان آلوده به دستان کسانی است که تشنه به خون این نظام و آرمان های آن و ارزشهای پاک الهی اند. با این وجود، علیرغم اختلاف سلیقه ها و دیدگاه ها، انشاء الله الرحمن، هنوز به اصل مهم و حیاتی وحدت و حفظ نظام اسلامی که آرمان امام (ره) بود تقید دارند.

-          گروه هایی که برای رسیدن به منافع حزبی و گروهی و البته پیاده کردن اندیشه های ضد حاکمیت دینی، دموکراسی، آزادی خواهی به معنای غربی آن و در حقیقت برای رسیدن به هدف (دستیابی به حکومت)، به همدستی با جریانات معاند و رسانه های ضد انقلاب خارج از کشور، در مسیر به آشوب و اغتشاش کشیدن نظم و امنیت کشور و براندازی نرم و انقلاب مخملی رضایت دادند. (همان اندیشۀ هدف وسیله را توجیه می کند) تا جاییکه حتی پس از شکست و ناکامی دست از لجاجت و عذرخواهی از روح جامعه و مردمی که همیشه از حقوق آن ها دم می زنند برنداشتند و اینبار گرفتار این مقولۀ شیظانی شده اند که (آب که از سر گذشت چه یک لیوان چه یک دریا) و غافل شدند که به امثال بهتری نظیر(ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است) روی آورند.

-          گروه هایی که اسیر شعارها و تبلیغات و اندیشه های به ظاهر زیبا و بسته بندی های صادراتی مخالفین شدند، اندیشه هایی باطل که اندر لعاب کلام زیبا و مشتبه به حق، به صاحبان فکر و اندیشه و رسانه های زنجیره ای و نخبگان دانشگاهی و حوزوی که مأمور ترویج این اندیشه ها در میان اقشار مختلف مردم، خصوص تحصیلکرده ها بودند ارائه گردید. که البته بسیاری از این نخبگان، رسانه ها، تحصیلکرده ها و مردم فریب خوردۀ کوچه و بازار، پس از خروج از زمانۀ فتنه و فریب و آشوب و اغتشاش و آشکار شدن دست های ناپاک داخلی و خارجی، به اشتباه خویش واقف گردیده و از اقدامات خود نادم شدند.

-          گروه های فرصت طلب و معاند نظام که از خارج کشور تغذیه می شوند و به هیچ جناحی منتسب نیستند و تنها بدنبال فرصت ها و سوژه هایی اند که علیه نظام سناریویی جدید و برنامه ای برای آشوب و اغتشاش طراحی کنند.

-          گروه هایی که به نام دفاع از نظام و ارکان آن و در لباس ارزش مداری و اصولگرایی اما از سر سادگی و کج فهمی به رواج شایعات و تهمت ها و حتی بوجود آوردن جریانات و اتفاقات اختلاف افکنانه در اجتماعات و محافل گوناگون دست می زنند و بر فزونی و شعله ورتر شدن آتش اختلاف و آشوب مدد می رسانند، به اهرمی برای فرصت سازی معاندان و مخالفان تبدیل شده و ناخواسته به محرکان، طراحان و برنامه ریزان معاند سواری می دهند.

-          گروه هایی که انحصارگرایی پیشۀ خویش ساخته و تنها خود را منتسب به نظام و دلسوز آن می دانند و از سر کج فهمی، اشتباهات، خطاها و فریب خوردن جریانات، افراد و گروه های منتسب به نظام را در بوق و کرنا کرده، کوس رسوائی شان سر می دهند و علم شادی و پیروزی بالا می برند. غافل از اینکه همۀ  افراد و جریانات منتسب به نظام، سرمایه های این نظامند و مرگ و خروج این گروه ها از نظام، زوال سرمایه ها که موجب اندوه است و بیماری و خطای ایشان مسئولیتی بر همگان، برای درمان و اصلاح عضو بیمار و فریب خورده ...

-          گروه هایی که ولایت فقیه را از آن خویش و خود را بیش از دیگر گروه ها ولایتمدار می شمرند، ولایت فقیه انحصاری نیست که هر کس بیشتر دم از آن زد به ثواب نزدیکتر است. بزرگترین گناه در زمانۀ ما محدود کردن ولایت فقیه به یک گروه و یک جریان انقلابی است، ولایت فقیه موهبتی الهی برای همۀ امت اسلامی است.

-          گروه هایی که دم از قانونگرایی، مردمی بودن، ولایت محوری و عدالت طلبی می زنند اما در مقام عمل در برابر قانون اگر همسو با منافعشان نباشد تمکین نمی کنند، در خدمت به مردم منفعت گرایند یعنی به مردمی بیشتر خدمت می کنند که با اندیشه ها و اهدافشان بیشتر همسو و موافقند (خدمت با قید منفعت یا برای جلب آن)، ولایت فقیه را تا زمانی می خواهند و دم از آن می زنند که یا اوامرش در راستای مقاصدشان است و یا مورد تعریف و تمجید رهبری اند و عدالت را برای دیگران بر می تابند و آن را امری برای تحقق آرمان ها و کمال بشر می دانند اما اگر بخواهد عدالت توسط حکومت بر آنها اجرا شود آنرا بر نمی تابند و غیرعادلانه می شمرند.

توصیه ای که به همۀ این گروه ها و خصوص دلسوزان نظام می شود، بازگشت به راه امام و شهدا و به اصل مترقی ولایت فقیه و رهنمود های ایشان است. باید بپذیریم که مَثَل رهبری مَثَل کسی است که بر فراز قله ای ایستاده و دیگران در دامنۀ راهند و او به راه ها، حرکت ها، جریانات، موضعگیری ها و ... بخوبی واقف است و تصمیم و حرکت در مسیرهایی که وی تبیین می کند جامعه را به یکپارچگی و وحدت دعوت و به سر منزل مقصود می رساند. به فرمایش امام راحل (ره): "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد." التماس دعا

بزودی با مطلبی با عنوان: "اندر احوالات شیخ فلسفه بافان" به روز خواهم شد.

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 بخش پایانی پیام امام و شهدا در آستانۀ انتخابات
آنها که به راه امام و شهدا اعتقاد دارند و آرزوی شان، همیشه ایام، رهروی راه پاک ایشان بوده و هست، در آستانۀ انتخابات، به این پیام که در ادامۀ ۷ پیام قبلی، از مشی و سیرۀ امام و شهدا اقتباس شده و با حقایق امروز جامعه مان مقایسه گردیده گوش فرا دهند و گزینه ای را انتخاب کنند که با راه و روش آنها سنخیت بیشتری داشته باشد:

۱. در اوج عبودیت و بندگی

۲. رضایت خدا مقدم بر رضای خلق به تعبیری کسب رضای خلق در پرتو رضا و خشنودی خدا

۳. نهایت تلاش، در راه حفظ و تعالی معنویت و ارزشها و پیاده کردن احکام و دستورات الهی در جامعه ...

۴. در اوج تعهد و اخلاص بوده هیچگاه اسیر فتنه ها و فریب های دنیا نشدند ...

۵. شیفتگان خدمت بودند نه تشنگان قدرت ...

۶. بدنبال انجام و پیگیری طرح های بلند مدت و زیر بنائی برای اقتدار و عظمت کشور بودند نه طرح های سطحی و موقتی در جهت کسب رأی مردم ...

۷. همچون ایمان محکم و استواری داشتند که در راه حفظ عزت و استقلال میهن عزیزمان هیچگاه از تهدیدها نهراسیده و به تطمیع ها وسوسه نشدند.

و اینک ۴ پیام دیگر از راه و مشی امام و شهدا برای سهولت انتخاب گزینه ای اصلح در انتخابات آتی ...

1.     چنانکه امام راحل، مردم و پابرهنگان و طبقات مستضعف جامعه را صاحبان و حامیان واقعی این انقلاب می دانست و خدمت به این مردم را عبادت می شمرد عمل می کردند. اینان برای خدمت، به مولای خویش امیرمؤمنان علی (ع) و اولیاء خدا اقتدا می کردند، در هیچ موقعیتی از مردم فاصله نمی گرفتند و برای خدمت به مردم و مستضعفان به واسطه ها اکتفا نمی کردند. خود به میان مردم می رفتند و از نزدیک دردها و نیازهایشان را لمس می نمودند. چرا که حیات واقعی خویش و واقعیت حیات را در خدمت دلسوزانه و واقع گرایانه به خلق که همانا رضایت خداست می دانستند.

2.     عملشان، خالص برای خدا بود و هر کجا میدان عملی سخت و طاقت فرسا بود، حاضر بودند، از خودنمایی و کارهای به ظاهر موجه و فاقد باطن و نتیجۀ ماندگار فاصله می گرفتند. همچون گروهی که تنها بدنبال نام و عنوان اند عمل نمی کردند. میدان های خالی و سخت و امور بر زمین مانده، از حضور و ایثار و مجاهدت آنها حکایت ها دارد، چنان خالصانه وارد می شدند که ناگزیر و تسلیم طبیعت این میادین و امور می شدند، میدانی که چه می گویم:

چاره ای نیست باید گروهی در راه احیاء حق و حقیقت و خدمت مردانه به مردم شهید شوند. گاهی با جان، گاهی با مال، گاهی با آبرو و گاهی نیز با همۀ دارائی شان...

حکمای قدیم چه زیبا گفته اند: آنها که املاء ننوشته اند غلطی هم ندارند، و من می گویم: آنها که املاء، کم نوشته اند و یا املاهای ساده نوشتند غلط هم کم دارند. اما املاهای طولانی و سخت، طبیعتاً غلط بیشتری دارد. آری در کارهای سخت و میدان های بزرگ، باید انتظار تلفات و خسارات بیشتری را داشت. و امروز حکایت این است آنهایی که املاءهای سخت ننوشته اند و وارد میادین بزرگ نشده اند و نوآوری و ابتکار نداشته اند حق تصییح املاء ندارند. همان بهتر که بنشینند و مشق هایشان را از رو بنویسند، کپی برداری کنند تا خدایی ناکرده غلط ننویسند.

3.     دیگر خصیصه شان ولایت مداری و اطاعت محض و خالصانه از مقام ولایت بود، پای در جای پای ولایت می گذاردند نه یک قدم پیش و نه گامی پس، بسیاری از ایشان خود، اهل نظر و معنا و شناخت بودند اما با این وجود، مطیع محضِ سیاست های ولایت بودند نه پیرو خواهش های نفسانی و سیاست های حزب و گروه خویش.

و اگر می بینی برخی جریانات غربزدۀ مرتزق از منورالفکرهای غربزده، جایی با اصول و ارزش ها و ترویج معنویت و پیاده کردن احکام نورانی دین، نظیر؛ امر بمعروف و نهی از منکر، حکم قصاص و حدود الهی، حجاب اسلامی و ...  با شعارهایی نظیر اصلاح طلبی، تساهل و تسامح، آزادی؟؟، حذف حکم قصاص و حجاب و و و ... مخالفت می کنند بنا به فرمایش مقام عظمای ولایت، خواهش ها و منافع خود را در خطر می بینند و آزادانه نمی توانند به خواسته های نامشروعشان دست یابند.

اینان نه بدنبال اصلاح واقعی امور، که توصیۀ اسلام عزیز است، که بدنبال اصلاح و سامان بخشی امور، بر وفق خواهش ها و تمایلات نفسانی خودشان بوده  و هستند.

و ما از نگاه زندگی امام و شهدا گفتنی ها را گفتیم تا گوش شنوا و قلبی بصیر باشد و از این همه عبرت و پند تأثیری گرفته و تحولی یابد.

در پایان، از نقطه نظرات و انتقادات و پیشنهادات دوستان و همراهان برای تکمیل این بحث، استقبال می کنم.

التماس دعا...

 

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 پیام امام و شهدا در آستانۀ انتخابات 2
آنها که به راه امام و شهدا اعتقاد دارند و آرزوی شان، همیشه ایام، رهروی راه پاک ایشان بوده و هست، در آستانۀ انتخابات، به این پیام که در ادامۀ ۳ پیام قبلی، از مشی و سیرۀ امام و شهدا اقتباس شده و با حقایق امروز جامعه مان مقایسه گردیده گوش فرا دهند و گزینه ای را انتخاب کنند که با راه و روش آنها سنخیت داشته باشد:

۱. در اوج عبودیت و بندگی

۲. رضایت خدا مقدم بر رضای خلق به تعبیری کسب رضای خلق در پرتو رضا و خشنودی خدا

۳. نهایت تلاش، در راه حفظ و تعالی معنویت و ارزشها و پیاده کردن احکام و دستورات الهی در جامعه ...

و اینک ۴ پیام دیگر از راه و مشی امام و شهدا برای سهولت انتخاب گزینه ای اصلح در انتخابات آتی ...

۴.  امام و شهدا آنگونه متعهد و خودساخته بودند که؛ زیبایی های زندگی دنیا و فرصت های رسیدن به رفاه و آسایش بیشتر برای خویش و خانواده شان آنها را وسوسه ننمود و نه تنها خود، از اصالت های دینی و معنوی و زندگی ساده و بدور از تجملات فاصله نگرفتند که علاوه بر توصیه به اطرافیان و همفکرانشان همۀ عوامل و راه های سوء استفادۀ صاحبان قدرت های سیاسی و اقتصادی جامعه را پیش بینی و از نفوذ در آنها پیشگیری کردند.

۵.    خدمت به مردم را وسیله ای برای رسیدن به قدرت نپنداشتند، شیفتگان خدمت بودند نه تشنگان قدرت؛ برای رسیدن به هدف، از هر وسیله ای مدد نجستند، برای خدمت به مردم، با طرح های کوتاه مدت و روبنائی و البته زودبازده رضایت مقطعی مردم را فراهم نکردند تا محبوبیت دوره ای کسب کنند و زمینه ای بسازند برای دوره های بعد...

۶.    آنگونه خدمت می کردند که بنیادی استوار و زیربنائی برپا کنند

و طرحی نو براندازند و نیکی ها بیفشانند.

بر خلاف اندیشه هایی که در پی جلب رضایت مردم برای کسب قدرتند تا بلکه و شاید خدمتی بکنند؟؟ ایشان در پی خدمت بودند تا اقتدار و عزتی را برای جامعه شان احیا کنند. طرح هایی بدست می گرفتند زیر بنایی و بلند مدت؛ طرح هایی که سایرین را از آن واهمه بود. ایشان تنها به تأمین رفاه و آسایش مردم و کسب جایگاه بین المللی در جهانی که سراسر بی عدالتی است و صاحبان زر و زور و تزویر، عزت کشورهای جهان سوم و در حال توسعه را به بازی می گیرند نمی اندیشند. به اموری که به ظاهر، موفقیت و رضایت موقتی مردم را فراهم می سازد. بلکه برای نیازهای عالی تر مردم که همانا تعالی بخشی معنویت و ارزشها، ترقی فرهنگ و هنر، عزت و عظمت دینی و اجتماعی، استقلال فردی، اجتماعی و بین المللی، رشد چرخه های علمی و تکنولوژی و ده ها نیاز و ضرورت دیگر است نیز برنامه دارند.

 ۷.   همچون امام خویش مجهز به چنان ایمان محکم و استواری بودند که از قدرت های پوشالی شرق و غرب واهمه نداشته و در راه حفظ عزت و استقلال میهن عزیزمان از تهدیدها نهراسیده و به تطمیع ها وسوسه نمی شدند. و برای خوش آمد شرق و غرب و احیاناً کسب موقعیت و جایگاه ظاهری در جامعۀ بین الملل، قدمی از مواضع اسلامی و انقلابی خویش و سیاست های مقام عظمای ولایت عقب نشینی نکرده و چشمانشان را بر حقیقتی نبستند، همیشه مدافع و حامی مظلوم و مخالف و افشاگر ظالم بوده اند.  

این مطلب ادامه دارد ... التماس دعا

 

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 پیام امام و شهدا در آستانۀ انتخابات 1

این پیام، خطاب به همۀ آنانی است که به زنده بودن شهدا و تداوم و جاودانگی و تأثیرِ حرکت و راهی که جان عزیزشان را خالصانه در آن مسیر تقدیم کردند اعتقاد دارند:

اگر چه ممکن است گمان کنی که چگونه این پیام از شهدا دریافت شده است در حالیکه که ما بین ما و شهدا، هزاران فرسنگ، سال نوری فاصله است.

آخر چه کسی می تواند به عیان ادعا کند با شهدا دائم الارتباط است، که اگر هم اینگونه باشد چنین ادعایی نمی کند چرا که این ارتباط تنها بر او حجیت دارد.

اگر چه شهدا گاهی برای دوستانشان و آنانی که یاد شهدا و ارزش و معنویت راه آنها دغدغه شان است علامت هایی می فرستند که البته این علامات بر هر اهل دلی سودمند است.

اما آنچه بر همه کس حجیت دارد و به عبارتی اتمام حجت است و تأثیرش چون روح شهدا که زنده و متنعم اند، زنده و پویا و برخوردار از تأیید و عنایت الهی است، راه شهدا و پیام هایی است که روح پاکشان، به همۀ انسان ها داده و می دهد.

آنها که به راه امام و شهدا اعتقاد دارند و آرزوی شان، همیشه ایام، رهروی راه پاک ایشان بوده و هست، در آستانۀ انتخابات، به این پیام که از مشی و سیرۀ آنها اقتباس شده و با حقایق امروز جامعه مان مقایسه گردیده گوش فرا دهند و گزینه ای را انتخاب کنند که با راه و روش امام و شهدا سنخیت داشته باشد:

1.     هیچگاه مشغولیت های زمین و زمان و درگیری های زندگی دنیا، امام و شهدا را از یاد خدا، عبودیت و بندگی و کسب معنویت و تلاش برای آخرتشان باز نداشت.

2.     هیچگاه رضایت خلق را بر رضای خدا ترجیح نداده و اولویت نبخشیدند و برای خوش آمد و دلخوشی مردم و جلب رأی و کسب محبوبیت بیشتر نزد خلق و طی کردن پله های ترقی دنیا، اوامر الهی را تعطیل ننموده و به ارزشهای الهی پشت نکردند.

3.     امام و شهدا و رهپویانشان، در راه حفظ و تعالی معنویت و ارزشها و پیاده کردن احکام و دستورات الهی در جامعه از هیچ تلاشی فروگذار ننمودند. بلکه در برابر مخالفت ها و جوسازی های گروه ها و جریانات مخالف و معاند داخل و خارج کشور، با قدرت تمام و به هر قیمتی ایستادند. زیرا که این جریانات را می شناخته و می شناسند. جریاناتی که با پشتیبانی فکری و مالی آمریکا و صهیونیزم و با اختصاص بودجه های کلان، با استفاده از شیوه ها و شعارهای مختلف، نظیر: آزادی؟؟، تساوی حقوق زن و مرد، تساهل و تسامح و ... تلاش بی حدی را برای تضعیف بنیادهای دینی و ارزشی و سکولار کردن جامعۀ دینی ، تخریب ومخدوش کردن اصول انقلاب اسلامی و نیز آلوده کردن جوانان و ایجاد فاصله با اسلام و انقلاب، وجهۀ همتشان قرار داده اند.

در پایان پیام اول، از نقطه نظرات، انتقادات و پیشنهادات دوستان و همراهان برای تکمیل این بحث، استقبال می کنم. التماس دعا...

این مطلب ادامه دارد ...

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 عشق به جهاد در راه خدا

این خاطره ها انسان را متحول می کند و ما را که در لابلای گل و لای و چسبندگی های گرداب دنیا فرو رفته ایم و با دست پا زدن بیشتر و بیشتر فرو می رویم، راهی بسوی نجات است.

وصیتنامه ها و خاطرات و مشی و سیرۀ زندگی شهدا سهل الوصول ترین دستاویز برای خلاصی مان از مرداب بی انتهای دنیا به کرانۀ امن و رهایی و عبور از پل صراط است.

این هم خاطره ای دیگر از شهیدی که راه اولیاء الهی را پیش گرفت و با اخلاص و ایثارگری به مقام "عند ربهم یرزقون، فرحین بما اتیهم الله من ربه ..." بار یافت.  

هنوز 17 بهار از عمرش نگذشته بود که شور و عشق جبهه و جهاد در راه خدا به دلش افتاد. بخاطر سن و سال کمش، مادرمان چندان موافق رفتنش نبود، اما بخاطر عشقی که در جانش شعله گرفته بود لحظه ای آرام و قرار نداشت.

شب و روز از مادرمان تقاضا مي كرد كه فرم جبهه اش را امضا كند مادرم به او می گفت: پسرم، ديپلمت را بگير بعد به جبهه برو ولي شور و شوق عباس، آنقدر زياد بود كه مادرمان را توان مقاومت در برابر خواسته اش نبود.

در آخر مادر ما به نزد روحاني محله مان رفت. تا استخاره بگيرد ولي روحاني محل گفته بود: اين امور خير استخاره نمي خواهد و مادرم را تشويق كرده بود امضاء كند.

وقتي مادرم فرم عباس را امضاء كرد عباس در پوست خود نمی گنجد، دست مادر را  می بوسد و خيلي خوشحال و با روحیه ای عالی به جبهه می رود.

عباس، در اولین اعزام،  بعد از سه ماه به درجۀ رفیعۀ شهادت نائل آمد. او کسی نبود جز شهید مخلص عباس موقر مقدم (قوچانی) ر وحش شاد و یادش گرامی.

 

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 سردار شهید صیاد شیرازی با اصرار و استقامت زیاد به آرزوی همیشگی اش دست یافت

امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در روستای کبود گنبد شهرستان درگز از توابع خراسان رضوی، در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. پدرش، که از عشایر فارس بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبه ای خاص برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر پدر از کودکی به ارتش علاقه مند شد.

زندگی نظامی و افتخارات این شهید سرافراز اسلام و خدمات وی، در دوران انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن تا زمان شهادت را می توانید در ادامۀ مطلب مطالعه فرمایید.

شهادت

بيست و يکم فروردين ماه بود. نسيم ملايم بهاري برگهاي درختان را نوازش مي‌کرد. پدر مطابق هميشه ساعت 6:30 آماده رفتن شد. من و برادر کوچکترم محمد همراه ايشان به مدرسه می رفتیم. پدر کنار ماشين در خيابان ايستاد. ناگهان مردي با لباس کارگران شهرداري جلو آمد، و نامه‌اي به پدرم داد، او هيچگاه راننده و محافظ نداشت. پدر نامه را باز کرد. در همين لحظه آن شخص اسلحه‌اش را بيرون آورد و چهار گلوله به سر پدرم شليک نمود. با ناباوري به صحنه نگاه کردم نمي‌دانستم چه کار کنم، باورم نمي‌شد. در خيابان هيچ‌کس نبود که مرا درک کند، به سمت منزل همسايگان دويدم و با يکديگر او را به بيمارستان فرهنگيان رسانديم. اما ديگر دير شده و او به آسمان پر کشيده بود. با نگاهي به قامت غرق در خون او خاطره سال‌ها جهاد و دلاوري‌اش در ذهنم مرور شد، پدر قهرمانم آرام گرفته بود، صداي بال ملائک در گوش جانم پيچيد و عطري بهشتي در فضا طنين افکند.

 خاطره ای از شهید

شهید صیاد شیرازی مردی با اخلاص، پاك نیت و صبور بود. عمری برای خدمت به اسلام و میهن اسلامي‌ در مقابل دشمنان ایستاد و هر آنچه داشت در طبق اخلاص گذاشت. ایشان روز عید غدیر خم به خدمت رهبر انقلاب (فرمانده كل قوا) شرفیاب شده بود. من شب قبل از آن خواب دیدم رهبر انقلاب با ناراحتی به من نگاه مي‌كنند. عر ض كردم از من ناراحتید؟ فرمودند نه امام زمان (عج) هم از شما راضی است. من خوشحال شدم و تقاضای كارت ملاقات كردم و ایشان یك كارت به من دادند. پس از شهادت صیاد شیرازی فهمیدم كه تعبیر خوابم شهادت همسرم بوده است. او روز عید غدیر، عیدی بزرگی از مولایش گرفت. مزد آن همه تلاش و عشق و ایثار فقط شهادت بود.

پیام رهبر

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
«من‌المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا.
امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن نظامی مؤمن و پارسا و پرهیزگار، سپهبد علی صیاد شیرازی امروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید. این نه اولین و نه آخرین باری است که وای نورانی و سرشار از عشق و ایمان و وفاداری به آرمان‌های بلند الهی، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوی زمره جنایتکار و فاسدی که ادامه حیات خود را در خدمتگزاری به دشمنان اسلام داسنته است،‌ قرار مي‌گیرد. و دست خائن خودفروخته‌یی، نهال ثمربخش انسان والایی را قطع مي‌کند. سرزمین‌های داغ خوزستان و گردنه‌های برافراشته‌ی کردستان سال‌ها شاهد، آمادگی و فداکاری این انسان پاک‌ نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه‌های دفاع مقدس یادآور صدهاخاطره از رشادت و از خود گذشتگی او حفظ کرده است. خطر مرگ کوچکتر از آن است که بندگان صالح خداوند را از راه او بازگرداند. و عشق به منال دنیوی حقیرتر از آن است که در دل نورانی شایستگان جایی بیابد، کوردلان منافق بدانند که با این جنایت‌ها روز به روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد. فضل بیکران الهی بر روح شهید عزیزمان علی صیاد شیرازی ولعنت و نفرین خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ایادی منفور و مطرود استکبار. اینجانب شهادت این بنده‌ی برگزیده خدا را به ملت ایران به خصوص به یاران دفاع مقدس و ایثارگران جبهه‌های نور و حقیقت و به خانوده گرامی و فداکار و بازماندگان محترمش تبریک و تسلیت مي‌گوییم و صمیمي‌ترین درود خود را به روح پاک او و به خون ناحق ریخته او نثار مي‌کنیم.

وصیتنامه

خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا تو مي‌دانی که همواره آماده بوده‌ام آنچه را که تو خود به من دادی در راه عشقی که به راهت دارم نثار کنم، اگر این نبود آنهم خواست تو بود. پروردگارا! رفتن در دست توست، من نمي‌دانم چه موقع خواهم رفت، ولی مي‌دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمان (عج) قرار دهی و آنقدر با دشمنان قسم خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم. از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردن من دارند مي‌خواهم مرا ببخشند، من نیز همواره برایشان دعا کرده‌ام که عاقبتشان به خیر باشد. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم مي‌خواهم که مرا ببخشند که کمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بیشتر مي‌خواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده،‌ آنچه از دنیا برایم باقی مي‌ماند حق است که در اختیار همسرم قرار گیرد... خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده و پاینده و موفق بدار، آمین یا رب‌العالمین،‌ من‌الله‌التوفیق.

 منبع: پایگاه اینترنتی شهید آوینی با کمی تغییر


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 شهید سید مرتضی آوینی سلالۀ سلسلۀ سادات و پرنده ای بی بال و پر

در سالروز شهادت افتخار آفرین سلالۀ سلسلۀ سادات و سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی بر آن شدم تا روایت استادنا حضرت آیت الله علامه جوادی آملی را در خصوص شاخصه های هنر اسلامی و وجوه تمایز آن از هنر غیر اسلامی، امتیازات اساسی آن بر هنر تجسیم پیروان بودا و برهمن از یک سو و پیروان مسیح (ع) از سوی دیگر، منزه بودن هنر اصیل اسلامی از بوی بودایی و ترسایی، بل نماد توحید ناب بودن را تقدیمتان نمایم.

حضرت استاد (حفظه الله) در این مقاله به تعریف هنرمند اسلامی و جدایی آن از هنرپیشۀ غیر اسلامی می پردازد و ویژگی هنرمندان شهید، جانباز، آزاده و بالاخره شیفتۀ نظام اسلامی و مستقل و خودکفا که جامع هنر و ظفرند و هنر شهادت را شاهد هنرمندی خویش قرار داده اند معرفی و به عنوان مثال از شهید آوینی نام می برند، که: آفتاب آمد دلیل آفتاب ...

"روایت فتح را با درایت شهادت آمیختن ، و هنر تصویر را با ظفر تحقیق هماهنگ ساختن؛ و دو قوس نزول و صعود را با منحنی تام هنر اسلامی دور زدن ؛ ومعقول را با عبور از بستر خیال، محسوس کردن ؛ و محسوس را با گذر از گذرگاه تخیل ، معقول نمودن ؛ وتجرد تام عقلی را در کسوت خیال کشیدن ؛ و از آن جا به جامه حس در آوردن و سپس از پیراهن حس پسراستن و کسوت خیال را تخلیه نمودن و به بارگاه تجرد کامل عقلی رسیدن و رساندن ودر لفافه هنر ، سه عالم عقل و مثال و طبیعت را به هم مرتبط جلوه دادن ؛ و کاروان دلباخته جمال محبوب را از تنگنای طبیعت به درآوردن و از منزل مثال رهایی بخشیدن و به حرم امن عقل رساندن که عناصر اصلی هنر اسلامی را تشکیل می دهند در سلاسه سلسله سادات و دوده شجره طوبای شهادت یعنی شهید سعید ، سید مرتضی آوینی و دیگر هنرمندان متعهد دینی تبلور یافت و می یابد .

 هنر سواری دلیر که روی میدان از او   چو کاغذ از کلک او ز لعل گیرد  نشان مهمترین شاخص هنر اسلامی همانا توان ترسیم معقول در کسوت محسوس و قدرت تصویر غیب در جامه شهادت است . هنرهای غیراسلامی چون جایی در جهان معقول و ملکوت ندارند و از عقل منفصل بی بهره و از مثال منفصل بی نصیب اند و فقط از وهم و خیال متصل استمداد می کنند ، هرگز مایه عقلی نداشته و ره آورد غیبی ندارند ،زیرا مکتبی که ماده را اصیل می داند و موجود غیر مادی را خرافه می پندارد و تشنه تجرد و غیب را افسانه تلقی می کند، هیچ گاه پیامی از عالم عقل و غیب ندارد و هرگز هدفی جز وهم و خیال نخواهد داشت .

اوج عروج یک انسان از دیدگاه هنرمند مادی همانا مقام جامه رسای هنر وپوشش پرنیانی هنر پروری جز بر اندام کامل جامع سالکانی چون شهیدان شاهد برازنده نیست و قبای اطلس هنر جز برای قامت راست قامتان تاریخ و شیفتگان خدمت نه تشنگان قدرت زیبنده نخواهد بود .

مثال متصل وهم به هم آمیخته است و آنجا که سخن از نام و نان و دوام و دانه نباشد هنرمند مادی را راهی نیست و آنجا که از تشویق و تقدیر و ثنا و سپاس و یادنامه و مانند آن اثری نباشد هنرور مادی را باری نخواهد بود ، زیرا قلمرو پرواز هنر پرداز مادی همانا منطقه بسته خیال و مدار محدود وهم است . ولی مکتب الهی که عوالم سه گانه طبیعت و مثال و عقل را اثبات می نماید و هر کدام آنها را مظهر  نامی از نام های جلال و جمال الهی می داند و برای عروج انسان ملکوتی مرزی قائل نیست و لقاء الله را که همواره بیکران بوده و هست و خواهد بود مائده و مادبه سالک صالح و عارف واصل و شاهد عاشق می داند، بحر تیار و دریای مواج هنرورزی را فراسوی هنرمند اسلامی قرار می دهد تا پیام های گوناگون را که از هاتف عقل و منادی غیب از ورای حجاب های نوری و ظلمانی دریافت کرده است به قلمرو مثال منفصل در آورده و از آن پایگاه به مرحله وهم وخیال تنزل داده ، سپس به منصه حس و صحنه صورت نازل نماید تا بادیه نشینان تشنه حس را بر بال های ظریف هنر نشانده و از خاکدان طبیعت به دامنه ی مثال و خیال رسانده و از آنجا به قله رفیع عقل و مقام منیع غیب واصل کند ، تا از زبان مولای غیب و شهادت ، نغمه ی دل انگیز ( .... فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی ) را با گوشی بشنود که در سایه قرب نوافل فراهم کرده و با روحی درک کند که با ولای جمع فضایل به دست آمده است تا روشن گردد که سیر از زمین طبیعی به سپهر مادی نتیجه هنر ماده است ، ولی سلوک از طبیعت به مثال و از آنجا به عقل و خلاصه جهان را از عقل شروع کردن و به عاقل ختم نمودن محصول هنر الهی است که اسلام داعیه آن را داشته و هماره تربیت یافتگانی جامع را ارائه کرده و می کند و هیچ هنری به از این نیست که انسان کامل جامع به نوبه خود ، دو سر خط حلقه هستی را به هم بپیوندد و صعود و نزولی را که خود پیموده است ،

در قالب هنر عرضه کند تا سالکان هنر دوست را به همراه هنر پروری خویش به منطقه وسیع آفرینش آگاه کند و فطرت جمال دوست و جلال نواز آنان را از انس با گلرخان خاک آلوده طبیعت و نوازندگان غبارین ماده و سرایندگان ژولیده زمین و خوانندگان گرد گرفته بستر غبراء برهاند و به جمال بی زوال ماورای طبیعت و جلال بی مثال معنی و کمال بی وبال عقل و غیب و نوای دلپذیر و روح انگیز مولای هر عبد صالحی برساند تا معلوم شود که طواف در مدار بتکده و میکده و عشرتکده و بالاخره طبیعتکده ، شایسته انسان هنرجو و کمال دوست نیست ، بلکه هنر در بازشناسی مجدد عالم و آدم و جهان را وسیع تر از منظر محدود طبیعیون شناختن و انسان را همتای فرشتگان بلکه بالاتر دیدن است ، و راه نیل به این هدف سامی از عقبه های کئود گذشتن و میدان های مین را با ایثار نفیس و بذل نفس پشت سر گذاشتن و برای همه راهیان کوی هنر و سوی ظفر ره آوردی چون ره توشه شهید فقیه ، سید مرتضی آوینی آوردن است . و جامه رسای هنر وپوشش پرنیانی هنر پروری جز بر اندام کامل جامع سالکانی چون شهیدان شاهد برازنده نیست و قبای اطلس هنر جز برای قامت راست قامتان تاریخ و شیفتگان خدمت نه تشنگان قدرت زیبنده نخواهد بود . بر تن ناقصان ، قبای کمال به طراز هنر ندوخته اند گرچه قرآن کریم که کلام خدای بی چون است ، معارفی والاتر از شهود عارفان وفهم حکیمان و درک فقیهان و اندیشه متکلمان و محدثان و یافته های مورخان و صدها فرزانه خردمند دیگر دارد ، زیرا مجلای متکلم نامتناهی هر آینه کلامی نامحدود خواهد بود ، چنان که درجات بهشت موعود نامحدود به عدد آیات قرآن کریم می باشد و به قاریان آگاه به معانی و آشنای به احکام و حکم قرآن گفته می شود ( بخوان و بالا برو ) و خواننده رسمی بهشتیان ، داوود پیامبر است ، لیکن اثر بارز و شاخص هنری آن همانا در این است که از رهگذر فصاحت و کوی بلاغت که چهره خاص هنر صمعی است لطایف بلند عالم لاهوت را در پرده استبرقی عقل پیچیده ، آنگاه در جامعه پرنیانی مثال وخیال و وهم پوشانده ، سپس در کسوت حریری آیه و سوره ارائه نموده ، در این حال جهانیان را به تماشای آن فراخوانده و به تحدی و مبارزه دعوت کرده و عجز همگان را در ساحت قدس هنر ادبی خویش آشکار کرده و قبل از قیام قیامت ، کوس (لمن الملک ) سر داده و پاسخ اعتراف آمیز و عجزآلود (لله الواحد القهار ) را از همگان دریافت می نماید . آنچه سبعه معلقه را به زیر میکشد ، هنر ادبی قرآن است و آنچه دیوار کعبه را از لوث معلقات سبع تطهیر می کند هنر است ، چه این که آنچه بتکده را از بتها پاک می سازد تبر است که یکی به دست حضرت ابراهیم بت شکن خلیل الرحمن انجام می شود و دیگری به زبان حضرت محمد بن عبدالله حبیب الله منادی : ( انا افصح من نطق بالضاد ) صورت می پذیرد ، وسر کامیابی هنر قرآنی و ناکامی هنر مزعوم {هنرمند قرآنی همان فرزانه جهان بینی است که هرگز به مکتب های الحادی اعتنائی ندارد و به ره آورد بی مایه مکتب های مادی چشم نمی دوزد .} فاعل جاهلی آنست که هنر موهوم جاهلی از مرز سجع و قلمرو قافیه و منطقه عروض و میدان تشبیب و غزل و صحنه قصیده خرافی و محدوده خیال و مثال متصل فراتر نرفت ، ولی هنر ادبی و معقول الهی چنانکه قبلا اشاره شد مراحل سه گانه عالم امکانی را در صعود و نزول بدون طفره و فتور پیموده و به خاکیان توان جهش به عالم فرشتگان داد و هر گونه خیال پردازی موهول را محکوم کرد و هیچ گاه از حق نگذشت و از باطل سراب گونه مدد نگرفت ؛ و با ظهورش نه مجالی برای جاهلیت کهن ماند و نه موقعیتی برای جاهلیت جدید : ( قل جاء الحق و ما یبدء الباطل و ما یعید )

هنر نظر به سراپای او اگر افکند                                        زپای تا سر او جملگی هنر بیند

هنر قرآنی همان فرزانه جهان بینی است که هرگز به مکتب های الحادی اعتنایی ندارد و به ره آورد بی مایه مکتب های مادی چشم نمی دوزد و عشق ممدوح هنری و محمود ادبی را با شهوات مشئوم و مذموم بی هنری اشتباه نمی کند وساکنان کوی عفاف را به بد حجابی یا بی حجابی که نفی عفاف را به همراه دارد دعوت می نماید و مرغ باغ ملکوت را به نغمه سرد ناسوتیان سرگرم نمی کند و فرهنگ برائت از طبیعت و نزاهت از ماده را به آهنگ ناموزون خاکیان از یاد نمی برد و سر انجام تسلیم هنر نادان نمی شود .

 هنرمند کی زیر نادان نشیند                                         که بالای سرطان نشسته است جوزا

یعنی در چهره گنبد مینا ستاره هایی که شکل خرچنگ وسرطان است بعد از ستاره هایی که شکل جوزا و گوسفند سیاه –که در آن نقاط سفیدی است – واقع شده است . غرض آنکه هنر صادق را از کاذب جدا کردند ، کار هنرمند الهی است ، همان طور که تشخیص تشنگی صادق از کاذب به عهده پزشک معالج بیمار مجروح است و همان طوری که تمیز صبح صادق از کاذب به عهده اختر شناس ماهر است و همان طور که تبیین اشک صادق و تفکیک آن از گریه کاذب مدعیان باطل ، به عهده داوران ورزیده و قاضیان مجرب است . آری امتیاز هنر صادق از کاذب نیز در اختیار متخصصان هنر الهی است که حق را از باطل و آب را از سراب جدا می کند و در پرتو تعلیم روح نواز قرآنی ، پاک را از نا پاک تمایز می بخشد : ( لیمیز الله الخبیث من الطیب .) نکته ای که عنایت به آن برای همه ادبیان هنر دوست و هنرمندان ادب پرور سودمند است همانا این است که : گرچه قالب هنرهای پیروان ( بودا) و (برهمن ) در جامه تجسیم و مجسمه های بی روح خلاصه می شود  و نیز اکثر هنرهای حامیان مسیح پیروان عیسی  (ع)  در کسوت سنگ تراشی و پیکران بی جان خاتمه می پذیرد ، لیکن بخش مهم هنر پیروان قرآن و حامیان اعجاز کلامی آن در ترسیم ، تصویر ، تمثیل ، تشبیه های سمعی و بصری و بدون تجسیم متبلور می شود که پیام خاص خود را به همراه دارد تا همگان ضمن بهره بری از هنر قرآن ، در دریای مواج آن غوص کنند ، بدون دغدغه غرق شدن و از شنای در آن آاب حیات بدون آنکه گرفتار خفگی شوند ، لذت ببرند . اگر هنرمندی از رهگذر صوت حسن و نغمه غم زدا یا تصویر و ترسیم وتمثیل روح پرور ، پیامی به گوش منتظران ندای غیب برساند و از کنگره عرش ، صفیر آشنایی به سمع مشتاقان کوی وصال واصل کند و در نتیجه ، گروهی را در دامن شرع مقدس به واجب و مستحب تربیت کرده و از حرام و مکروه رهایی بخشد، همانا هنرپرور اسلامی است."

شهید آوینی پرنده ای بود که هیچگاه از پریدن ناامید نشد، اگر چه غم جاماندن از قافلۀ دوستان شهیدش به غایت قلب او را می آزرد اما همیشه در عشق پرواز بود او برای پریدن به بال نمی اندیشید بلکه چنان هنرمندی متعهد و خوش ذوق، هنر بی بال و پر پریدن را در سر می پروراند چنانکه خویش فرموده است: برای پرواز نیازی به بال ندارم و با همین چکمه های کهنه می پرم.

التماس دعا...

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 شهیدی پاک از دیار معرفت و عشق، قوچان

زمانی عشق چنین بود که باید قلم را می گذاشتی و بر سجادۀ عشق با خون رنگینت، حقیقت را فریاد می کردی و چونان نقش آبرنگ، خونت را بر صفحۀ هستی به یکباره می ریختی و آن همان کاری بود که دوستان عارف مان و پرستوهای عاشق کوی دلدادگی کردند.

و امروز زمانی است که باید قلم ها را برداریم و رنگ خون هایی که از وجود پاک شهیدان، در راه حق و حقیقت بر پهنۀ هستی و بر سجادۀ عشق ریخته را پر رنگ و برجسته کنیم.

از شهدا بگوییم و بنویسیم، از خاطرات و وصایای آن پاکان دهر، آنانی که نه تنها به فرمودۀ "حی لا یموت" زنده اند که به اذن او زندگی بخش هر دو عالمند. زندگی و تنفس در حریم شهدا زندگی و تنفس و ارتزاق در حریم پاک حضرت دوست است.

مگر می شود شهدا عند ربهم یرزقون باشند و هم نشینان و همدمان آنها محروم. پس ای دوستان بیایید بیش از پیش با شهدا و با یادشان زندگی کنیم. 

خاطره ای دیگر، از پرستویی مهاجر و کبوتری عاشق:

استعداد بالایی داشت، در درسها از همه جلوتر بود. در ریاضی جزو نخبگان بود تاجائیکه قرار بود در المپیاد ریاضی شرکت کند. اما فرمان امام و عشق به ولایت و شهادت او را از همه تعلقات زمینی جدا کرد.

همه امتیازات تحصیلی، موقعیت های بالا و افق های روشن آینده اش را رها کرد و در یک معاملۀ ارزشمند، رضای خدا را خرید. در همان اعزام اول از روح پاک و چهره نورانی اش می شد فهمید که ماندنی نیست. اما می ترسیدیم به زبان بیاوریم، آنقدر که دوست داشتنی و با مهر و محبت بود.

حتی برای فرار از نگاه های دیگران و اینگونه برداشت ها به ما و سایر بچه ها می گفت: می ترسم شهید بشوید و مرا تنها بگذارید، اگر شهید شدید مرا یادتان نرود دست مرا هم بگیرید!

تا جاییکه یادم هست، دوستانی که با هم بودیم همه از قافلۀ آن مردان بی ادعا جا ماندیم و او رفت،

ما به حسب ظاهر قدیمی تر بودیم و زودتر دعوت شده بودیم، او دیر آمد اما در همان جلسه اول پرواز کردن را فرا گرفت.

او شهید رمضان داوودی شاگرد اول دانشگاه عشق بازی از شهیدان شهر شهادت، قوچان بود.

یادش بخیر و راهش روزی ما. آمین

 

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 طرحی نو و نگاهی جدید به اصلاح الگوی مصرف
به حمدالله سال، نو شد و باز هم پیامی نو و کارگشا از سوی رهبر معظم انقلاب در آغاز تحویل سال به ما ارمغان داده شد.

پیامی که حاوی یک دنیا حکمت و راز است، و آنها که به اسرار این بستۀ اهدایی مقام ولایت دست یابند و به اندرون آن سیر کنند و میوه های رسیدۀ این درخت معرفت را بخورند و حکمت هایش را درونی کنند راه به منزلی از منزل های سعادت خواهند یافت.

منزلی که از هر سوی آن، درها و پنجره های جدیدی بروی شان گشاده می گردد و زندگی شان روح جدیدی خواهد یافت.

همه در نگاه اول و با شنیدن اصطلاح " اصلاح در الگوی مصرف" ذهن شان به اموری معطوف می گردد معمولاً مصارف ظاهری و امور دنیایی و در دسترس به ذهن خطور می کند.

به امید و لطف الهی و به کمک شما دوستان در نظر دارم ابعاد پنهانی الگوی مصرف را شناسایی و برای رسیدن به آن نقاط راهکارهایی جستجو کنم.

سال خوبی را برای همۀ دوستان خوب و رهروان راه  شهدا آرزو دارم.

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 فراموشمان نشود، دل حرم خداست

این مطلب رو برای آخرین پست وبلاگم در سال 1387 به روی سایت شهدا می فرستم و از شهدا و همۀ اونهایی که برای عزت و عظمت اسلام و انقلاب و ناموس پاک و میهن عزیزمون ایثار و جانفشانی کردند حلالیت می طلبم.

 

این دلنوشته رو به چند جهت براتون انتخاب کردم که چند تایی شو براتون می گم:

 

-     اولاً؛ می خوام برم حرم ارباب، خدمت همۀ دار و ندارم، عشقم، جونم  آقای خوبم امام رضا (ع)ف قول میدم همه تون و دعا کنم. تا انشاء الله برگردم ببینم روزیه سال جدیدم چیه؟ بلکه آقا به خاطر این دلنوشته گذشتۀ تاریک و کوتاهی هامو نادیده بگیره.

 

-            دوماً؛ از سر حیا و خجالت و شرم از شهدا که اونها حقیقتاً آدم بودند و بی ادعا و ما آدم نشدیم با یک عالمه ادعا.

 

-     سومندش؛ خواستم به خودم و همۀ دوستان و همراهان شهدا یادآوری کنم که در ایام عید همونطوریکه بوستان اطاعت و بندگی و جمع ثواب و کار خیر و صلۀ ارحام و ... سبز و خرمه. از اونطرف تنور گناه و حرام و غیبت و چشم چرونی و ... داغ داغه، نکنه دچار غفلت بشیم و وقتی تقویم عید تموم شد، ببینیم به جای ثواب و حسنه، سراسر گناه و نافرمانی گریبانگیرمان شده. 

 

-     چهارمندش، گفته باشم قیمت دلمون و بدونیم، به فرمایش امام صادق (ع) دل حرم خداست نکنه هر کی هرکی و توش راه بدیم. پاسداشت دل، توی عید از هر وقت دیگه سخت تره، مثل راه رفتن روی لبۀ شمشیر، عزیز این روزها روی پل صراط راه میریم ها، برای همدیگه دعا کنیم خدا عاقبت بخیرمون کنه.

 

-      و آخر اینکه بی تعارف بگم شهدا رو یادتون نره این روزا به دیدن شهدا هم برین و بدونید اگه تو این دنیا کسانی همدرد شما به دردتون بخورن همین شهدان.

 

ببخشید که مقدمه، طولانی شد و با لهجۀ خودمونی از کار در اومد. حالا اون دلنوشته ای که حرفشو می زدم:

 

"وقتی در خلوت های خویش یکدنیا شلوغی می بینیم به کسانی که در اوج شلوغی ها با خود خلوت می کنند غبطه می خوریم و با خویش می گوییم سبکبالی حاصل حفظ امانت است و دل، امانت بزرگ الهی است، حرم الله است و افسوس که من و تو هر کس و ناکسی را بدان راه داده ایم و سزای خیانت در امانت، ناامنی و دغدغه است.

 

از اینروست که من و تو وقتی محتاج خلوتیم از شلوغی ها سرگیجه می گیریم و آنگاه که نیازمند جَلوتیم، تنهای تنهاییم و کسی نگاهمان نمی کند حتی خودمان نیز از خود فراری هستیم. همه آرامش را دوست دارند. آرامشی، که هدیه ی الهی به انسان است.

 

انسانی که یاد خدا را سرلوحه ی امور خویش بسازد، طعم لذتبخش طمأنینه را می چشد، چونکه صاحبدل و صاحب خانه خود فرموده است که: «الابذکرالله تطمئن القلوب» و لکن ما از این موهبت نیز محرومیم، زیرا آرامش، خاص دل هایی است که حرم الله است نه حرم وسوسه های شیاطین.

 

اما یک پنجرۀ امید باز است؛ در عین محرومیت، هیچگاه از دعا و توسل غافل نمانده ایم و همچون فقیری تمام عیار از منبع پر فیض غنی بالذات یعنی حضرت باریتعالی، استعانت جسته ایم. «یا ایها الناس انتم الفقراء إلی الله...»

 

و من و تو اگر چه فقیریم اما سرمایه ای عظیم داریم و آن رحمت واسعه ی الهی و امیدی است که حضرتش در جان و دلمان نشانده است. و می دانیم نیمِ پایانِ کار آن می شود که باید، و ناامیدی به درگاه وی نشاید.

 

مگر نه آنکه وعده ی الهی تخلف ناپذیر است که «ان الله لایخلف المیعاد» پس هر خواستنی در بارگاه حضرتش اجابتی دارد بی تردید. و این امید، خود آب سردی است بر تمامی حرارت ها و ناآرامی ها و بر جمله تلخی و ناکامی ها.

 

با خود می گوییم دریایی که کمال محض است و رحتمش گسترده، و رودخانه ها و جویبارها و ... نیز از فیض لایزالش محروم نیستند و به سوی خویش فرا می خواندشان. چگونه است که قطره ای را طلب نکند. بارها به چشم خویش لطف دریا را به قطره نیز دیده ایم. آنگاه که قطره های باران بر پهنای دریا باریده. و یا این قطره ها به جویبارها ملحق شده و به گسترۀ دریا پیوسته اند. پس ما هم به او خواهیم پیوست، به سرچشمه و مطلق هستی. و چه زیباست که از حضیض نیستی به اوج هستی بپیوندی و این امر حتماً محقق خواهد شد چرا که خود فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون».

 

و یک جمله مناجات: خدایا تو خود صاحب این دلِ ویرانی اما شیاطین در آن جشن و میهمانی به پا کرده اند. از تو می خواهم که در تحویل سال، نه به عنوان میهمان که همچون صاحبخانه ای مقتدر عذر این میهمانان ناخوانده را بخواهی.

 

   یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبر الیل والنهار،

                                             یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسن الحال

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 روز عید، از شوخی بگذریم، کمی جدی تر

روز عید بزرگی چون میلاد پیامبر مکرم اسلام (ص) و فرزند بزرگوارش امام صادق (ع) از شوخی گذشته، کمی جدی صحبت کنیم:

اینک در روزهای آخر سال، سالی که سال نوآوری و شکوفایی نامیده شده است. جا دارد به خود آییم و با اندکی درنگ از خویش بپرسیم در سالی که روزهای آخرینش را سپری می کنیم و سالی دگر از عمر ما کاسته شد،  چه درس ها، عبرت ها و توشه ها برداشتیم و چه نورانیتی از فیض وجود رَحمةٌ لِلعَالَمین و دو امانت بزرگ آن بزرگمرد گرفته ایم؟ برای معرفی چهره ی همیشه جاودان تاریخ، که همۀ هستی خویش را برای سعادت و تعالی مان مصروف داشت، چه کرده ایم؟ باید به رمز و راز عُلُوِّ مقام و سِرِّ عظمت و مرتبت پیامبر اکرم پی برد.

پیامبری که به تعبیر قرآن، رحمت و برکت برای عالمیان است، ظهور کرد تا انسان را به راه سعادت، رهنمون گردد و زندگی انسانی را قرین  عزت و سعادت فرماید.

چگونه است که پیامبر به عنوان یک فرد انسانی چنان تعالی یافت که همۀ هستی مرهون وجود او گشت و وجود مقدسش رحمت و برکت همه ی عالمیان شد؟ به راستی تاکنون از خود پرسیده ایم که سِرِِّ این شرافت و عظمت و شوکت، چیست؟ آن حضرت هر چه مقامی فراتر یافت، فرو افتاده تر شد!  و از آن سوی هر چه با فرودستان نشست، فرا دست تر شد! و هر چه اوج بیشتری می گرفت، فروتنی اش افزون تر می گشت.

همۀ همت و تلاش پیامبر اعظم، به عنوان بنیانگذار تمدن نوین انسانی، این بود که فرهنگ مردم را آسمانی و ملکوتی کند. دل ها، جان ها و نگاه ها را از زمین بکند و متوجه سپهر حقیقت و معنویت الهی نماید.

درس بزرگ و جاودانۀ آن حضرت به آدمیان در همیشۀ تاریخ این بوده است که همواره عزیز باشند و عزت حقیقی را در بندگی و عبودیت خدای متعال جست و جو کنند، بندگیِ احدی را جز او نپذیرند، هرگز اسیر مقامات و پیچ و خم های زودگذر دنیا نشوند و حقیقت و عدالت را به ثَمَنِ بخس نفروشند.

معیار برتری آدمیان آیه ی کریمه «اِنّ أکرَمَکُم عِندَالله اَتقیکُم» است، مسیر عدالت و تقوا پیشگی، مسیر نجات بشریت و تحقق آرمان های نبوی و نیل به ایده آل های جامعه ی الهی است. در این نگاه، خدا محوری همواره شرط اساسی است و ثمرۀ آن به بار نشستن روح تقوا و فضیلت و نیل به سعادت ابدی می باشد.

جامعه ای که خود را پیرو پیامبر اعظم می بیند، و جامعه ی نبوی را الگوی جامعۀ خویش قرار می دهد، باید در همه ی شئون و رفتارهایش، به سیرۀ آن حضرت بنگرد و از ایشان الهام بگیرد. پیرو حقیقی آن حضرت، خدای متعال را ناظر بر اعمال خویش می بیند و همۀ وجود و همت خویش را وقف خدمت به مردم و تحقق ارزشهای دینی و الهی می کند و همچون آن بزرگوار، موقعیت، مقام سیاسی و اجتماعی و دینی و قدم و قلم خویش را وسیله و ابزاری برای تحقق احکام و اوامر الهی و حاکمیت نظام و ارزشهای دینی و اخلاق اسلامی قرار می دهد.

بدیهی است در جامعه ی دینی، باید همه چیز در خدمت دین، تحقق و تعالی ارزشهای دینی و آرمانهای الهی باشد و همه ی امور رنگ و بوی خدایی به خود بگیرند.

درس های بزرگ نبی مکرّم اسلام برای دینمداران و پیروان آن حضرت، ایمان، یکتاپرستی، زهد، ورع، دستگیری از محرومان و مستضعفان و تلاش برای حاکمیت اوامر خدا بر روی زمین است.

مؤمنان واقعی در هوشیاری تمام و تسلیم و اطاعت محض به سر می برند. و با دقت و بیداری به دنبال جاپاهای محکم و استوار رهبران و عالمان دینی و ایثارگران و شهدا که به مثابۀ مشعل های نورانی هدایتند می گردند.

شهیدان راه حق و فضیلت، به سیره و دستورالعمل های پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) که همان طریق قرآن بعنوان کتاب هدایت بشری است، اقتدا کردند و چنان در این راه ارزشمند، استقامت ورزیدند که خداوند آنها را به میهمانی ابدی خویش فراخواند و پیش از سلام ملائکه "سَلاَمٌ عَلَیکُم بِمَا صَبَرتُم" خطاب خداوند را با گوش جان شنیدند که: "یا اَیتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه، اِرجِعی اِلیَ رَبِّکِ راَضِیَةً مَرضِیَة، فَادخُلی فی عِباَدی، وَادخُلی جَنَّتی".

امید که توفیق بهره گیری از دستورات نورانی قرآن و آرمان ها و سیره ی آن بزرگواران (ع) در سال جدید بیش از پیش نصیبمان گردد و آنگونه باشیم که رضای حضرت دوست حاصل گردد و باشیم چنانکه فرمودند: "کُونُوا لَنَا زَینَا وَ لَا تَکُونوُا عَلَیناَ شَینَا." انشاء الله

التماس دعا

 

|+| نوشته شده توسط محمد صادق قوچانی در  |
 
 
بالا