روزگاری بود همه یکصدا و یکپارچه از راه امام و شهدا می گفتند و با افتخار بدان راه می رفتند
و در حقیقت می گفتند و می رفتند نه اینکه چون داستان آن پرنده، تظاهر به راه رفتن کبک کنند.
اما دریغ که همگام با گذشت زمان، زبان و گویش، لهجۀ سخن گفتن ها، نشست و برخاست ها، آمدن و رفتن ها و رفتار و کردارهاشان تغییر کرد.
گاهی در حجاب و هالۀ تظاهر به حق و حقیقت و گاهی بی پرده و آشکار و در یک تغییر همه جانبه و نمایان.
بی شک آنانی که دستِ تظاهر به ارزشگرایی، حقیقت مداری، عدالت محوری، قانون گرایی و مردمی بودن که شعار و عقیدۀ عمیق و قلبی امام و شهدا بود می زنند اما عمل و کردارشان چیز دیگری است، تا کی می توانند در پس این حجاب ها و ظاهر نمایی ها دوام بیاورند.
آنچه را که تاریخ، ثبت و تأیید و بارها و بارها تکرار کرده اینست که: "خورشید حقیقت، همیشه در پسِ ابر نخواهد ماند".
آری آخرالامر؛ پوشش و حجاب و ابر و هالۀ نفاق از چهره ها به کنار می رود و حقیقت فکر و اندیشه و عمل انسان بر همگان نمایان می شود، و اگر این امر در این عالم به گونۀ صد در صدی حاصل نشود به روز عقبی، دیگر حجابی باقی نمی ماند و این مهم، رخ می نمایاند.
این ها نه توهم که بخشی از واقعیتهای زمان ماست که البته در همۀ زمان ها نُسَخی همانندش را می توان یافت. آنچه در این مجال، واجد اهمیت است، شناسایی موقعیت خویش در نظام اسلامی ایران و ارائۀ تعریف دقیقی از نسبت و رابطۀ خود با نظام و آرمان های امام و شهدا و نیز آشنایی با جریانات و آسیب های واقعیت تلخ و ناگوار فتنۀ اخیر است در این بخش به معرفی جریانات و گروه های فتنه انگیز و سبب ساز ناامنی های اخیر (مصادیق افراد و گروه ها بعهدۀ خوانندگان فرهیخته) و برخی دلایل منجر به آسیب و برخی راهکارهای حفظ آرامش و وحدت و برون رفت فتنه و آشوب می پردازیم:
- افراد و گروه هایی که با اصول و آرمان ها و راه امام و شهدا از همان ابتدا موافق نبودند اما جسارت آشکار ساختن آن را هم، خصوص در زمان حیات امام نداشتند. و البته هیچگاه از زمینه سازی و فعالیت زیرزمینی علیه اهداف و ارزشهای نظام اسلامی دست نشستند.
- افراد و جریاناتی که از پیش از انقلاب، با امام و اهداف و آرمان های امام، همراه و موافق بودند اما به دلیل افتادن در دام اندیشه های سکولاری و جریان روشنفکری غرب، راه خودشان را در زمان حیات امام از انقلاب جدا کردند.
- افراد و جریاناتی که به انقلاب و آرمان های امام تا زمان حیات امام (ره) پایبند بودند (به نوعی انقلاب را تحمل کردند) اما پس از رحلت امام، دچار یک دگردیسی عمیق در اندیشه ها و رفتارهاشان شدند.
- گروه هایی که پس از امام نیز به آرمان ها و اهداف امام و شهدا پایبند بوده و هستند اما به دلیل نزدیکی و همنشینی با تئوریسین ها و روشنفکران غربزدۀ مسلمان، که مروج اندیشه های سکولاریستی، پلورالیستی و تجددگرایانۀ مکاتب غربی اند، کم کم، سلائق و ذائقه هاشان از آرمان های امام و اصول اسلامی، فاصله گرفت و از اینرو به چهره هایی مخالف با نوع حکومت و ادارۀ امور کشور تبدیل شده اند. البته هنوز در شعارها و سخنانشان از امام و آرمان های امام سخن می رانند و حتی خود را به امام و اهداف او نزدیکتر می دانند، اما در عمل، کار دیگر می کنند و دستانشان آلوده به دستان کسانی است که تشنه به خون این نظام و آرمان های آن و ارزشهای پاک الهی اند. با این وجود، علیرغم اختلاف سلیقه ها و دیدگاه ها، انشاء الله الرحمن، هنوز به اصل مهم و حیاتی وحدت و حفظ نظام اسلامی که آرمان امام (ره) بود تقید دارند.
- گروه هایی که برای رسیدن به منافع حزبی و گروهی و البته پیاده کردن اندیشه های ضد حاکمیت دینی، دموکراسی، آزادی خواهی به معنای غربی آن و در حقیقت برای رسیدن به هدف (دستیابی به حکومت)، به همدستی با جریانات معاند و رسانه های ضد انقلاب خارج از کشور، در مسیر به آشوب و اغتشاش کشیدن نظم و امنیت کشور و براندازی نرم و انقلاب مخملی رضایت دادند. (همان اندیشۀ هدف وسیله را توجیه می کند) تا جاییکه حتی پس از شکست و ناکامی دست از لجاجت و عذرخواهی از روح جامعه و مردمی که همیشه از حقوق آن ها دم می زنند برنداشتند و اینبار گرفتار این مقولۀ شیظانی شده اند که (آب که از سر گذشت چه یک لیوان چه یک دریا) و غافل شدند که به امثال بهتری نظیر(ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است) روی آورند.
- گروه هایی که اسیر شعارها و تبلیغات و اندیشه های به ظاهر زیبا و بسته بندی های صادراتی مخالفین شدند، اندیشه هایی باطل که اندر لعاب کلام زیبا و مشتبه به حق، به صاحبان فکر و اندیشه و رسانه های زنجیره ای و نخبگان دانشگاهی و حوزوی که مأمور ترویج این اندیشه ها در میان اقشار مختلف مردم، خصوص تحصیلکرده ها بودند ارائه گردید. که البته بسیاری از این نخبگان، رسانه ها، تحصیلکرده ها و مردم فریب خوردۀ کوچه و بازار، پس از خروج از زمانۀ فتنه و فریب و آشوب و اغتشاش و آشکار شدن دست های ناپاک داخلی و خارجی، به اشتباه خویش واقف گردیده و از اقدامات خود نادم شدند.
- گروه های فرصت طلب و معاند نظام که از خارج کشور تغذیه می شوند و به هیچ جناحی منتسب نیستند و تنها بدنبال فرصت ها و سوژه هایی اند که علیه نظام سناریویی جدید و برنامه ای برای آشوب و اغتشاش طراحی کنند.
- گروه هایی که به نام دفاع از نظام و ارکان آن و در لباس ارزش مداری و اصولگرایی اما از سر سادگی و کج فهمی به رواج شایعات و تهمت ها و حتی بوجود آوردن جریانات و اتفاقات اختلاف افکنانه در اجتماعات و محافل گوناگون دست می زنند و بر فزونی و شعله ورتر شدن آتش اختلاف و آشوب مدد می رسانند، به اهرمی برای فرصت سازی معاندان و مخالفان تبدیل شده و ناخواسته به محرکان، طراحان و برنامه ریزان معاند سواری می دهند.
- گروه هایی که انحصارگرایی پیشۀ خویش ساخته و تنها خود را منتسب به نظام و دلسوز آن می دانند و از سر کج فهمی، اشتباهات، خطاها و فریب خوردن جریانات، افراد و گروه های منتسب به نظام را در بوق و کرنا کرده، کوس رسوائی شان سر می دهند و علم شادی و پیروزی بالا می برند. غافل از اینکه همۀ افراد و جریانات منتسب به نظام، سرمایه های این نظامند و مرگ و خروج این گروه ها از نظام، زوال سرمایه ها که موجب اندوه است و بیماری و خطای ایشان مسئولیتی بر همگان، برای درمان و اصلاح عضو بیمار و فریب خورده ...
- گروه هایی که ولایت فقیه را از آن خویش و خود را بیش از دیگر گروه ها ولایتمدار می شمرند، ولایت فقیه انحصاری نیست که هر کس بیشتر دم از آن زد به ثواب نزدیکتر است. بزرگترین گناه در زمانۀ ما محدود کردن ولایت فقیه به یک گروه و یک جریان انقلابی است، ولایت فقیه موهبتی الهی برای همۀ امت اسلامی است.
- گروه هایی که دم از قانونگرایی، مردمی بودن، ولایت محوری و عدالت طلبی می زنند اما در مقام عمل در برابر قانون اگر همسو با منافعشان نباشد تمکین نمی کنند، در خدمت به مردم منفعت گرایند یعنی به مردمی بیشتر خدمت می کنند که با اندیشه ها و اهدافشان بیشتر همسو و موافقند (خدمت با قید منفعت یا برای جلب آن)، ولایت فقیه را تا زمانی می خواهند و دم از آن می زنند که یا اوامرش در راستای مقاصدشان است و یا مورد تعریف و تمجید رهبری اند و عدالت را برای دیگران بر می تابند و آن را امری برای تحقق آرمان ها و کمال بشر می دانند اما اگر بخواهد عدالت توسط حکومت بر آنها اجرا شود آنرا بر نمی تابند و غیرعادلانه می شمرند.
توصیه ای که به همۀ این گروه ها و خصوص دلسوزان نظام می شود، بازگشت به راه امام و شهدا و به اصل مترقی ولایت فقیه و رهنمود های ایشان است. باید بپذیریم که مَثَل رهبری مَثَل کسی است که بر فراز قله ای ایستاده و دیگران در دامنۀ راهند و او به راه ها، حرکت ها، جریانات، موضعگیری ها و ... بخوبی واقف است و تصمیم و حرکت در مسیرهایی که وی تبیین می کند جامعه را به یکپارچگی و وحدت دعوت و به سر منزل مقصود می رساند. به فرمایش امام راحل (ره): "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد." التماس دعا
بزودی با مطلبی با عنوان: "اندر احوالات شیخ فلسفه بافان" به روز خواهم شد.
|
+| نوشته شده توسط
محمد صادق قوچانی در
|