X
تبلیغات
ایثار و شهادت
ایثار و شهادت
گذاري در كوي ایثار و منزل شهادت و عبوري بر معارف ديني 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید

بنام خدا


بندگی خدا از دوران کودکی و نوجوانی(خاطره 1)

عالم ربانی، عبد صالح خدا، روحانی انقلابی و مردمدار، پناه و خدمتگذار محرومین، ابوالشهید، ابوالایتام، آیة الله حاج شیخ شکرالله فهیمی (ره) در سال 1302 هجری شمسی در خانواده ای متدین و متوسط در شهرستان قوچان دیده به جهان گشود.

ایشان در سنین کودکی پدر و در نوجوانی مادرشان را از دست داده و از پشتیبانی و مهرورزی این دو سرمایه زندگی محروم شدند به همین دلیل در کنار تحصیل در مدرسه، برای گذران زندگی ناچار به کار از همان سنین نوجوانی بودند در آن ایام کارهای مختلفی از جمله پوستین دوزی و نمدمالی را تجربه کرده اند.

علیرغم فعالیت و کار روزانه در کنار تحصیل، از همان سنین نوجوانی اهل مسجد، نماز جماعت و جلسات قرائت قرآن بوده اند بنا به نقل خودشان علیرغم مخالفت برخی، همیشه کوشا بودند حتی نماز صبح را در مسجد بخوانند لذا نیمه های شب با وجود اینکه اهل خانه درب خانه را قفل می کردند راهی برای رفتن به مسجد می یافتند و زودتر از وقت نماز صبح به مسجد می رفتند و با تهجد و قرائت قرآن، آماده نماز صبح می شدند.


 انسان دوست داشتنی (خاطره 2)

بی تابی در ارتحال آقانجفی قوچانی(ره)(خاطره 3)

تحت تأثیر تربیت مرحوم جدشان(خاطره 4)

وقف خدمت به مردم و محرومان(خاطره 5)

آماده برای تبلیغ دین و پاسخگویی به مردم(خاطره 6)

انجام ابتدایی ترین کارها در خدمت به محرومان(خاطره 7)

عزم نماز زودتر از هنگامه اذان(خاطره 8)

تواضع و فروتنی در برخورد با مردم(خاطره 9)

پرهیز از جلوس در بالای مجلس(خاطره 10)

خبر ارتحال عالم ربانی آیت الله فهیمی در خبر گذاری فارس

ادامه دارد ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 23:49 ] [ صديق قوچانی ]

بنام خدا

برخی از مقالات و رساله های تحقیق شده توسط صدیق قوچانی

استفاده از مطالب، با ذکر منبع بلامانع است ...

لطفاً به ادامه مطلب بروید ...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 2:14 ] [ صديق قوچانی ]
هو الحی الذی لا یموت

سلام دوستان

عبد صالح الهی، عالم ربانی، روحانی متقی و وارسته، عمادالأعلام، ابوالایتام، ابوالشهید و پدر جانباز، آیة الله حاج شیخ شکرالله فهیمی قوچانی که از بزرگان وروحانیون انقلابی ونماینده مراجع عظام (سیستانی و وحید خراسانی) وهمچنین ازخدمتگذاران محرومین ومستضعفین شهرستان بود، صبح پنجشنبه 14فروردین1393 همزمان با سالروز شهادت صدیقه اطهرحضرت زهرا (سلام الله علیها)، پس ازعمری مجاهدت و تلاش جهت اعتلای مذهب جعفری و خدمت به مردم و محرومین و پس ازپایان مراسم عزای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در حالیکه با پای برهنه، سینه زنان و اشک ریزان اقامه عزا می نمود، دعوت حق را لبیک گفته و دارفانی راوداع گفت.

در مراسم تشییع پیکر مطهر این عالم ربانی، جمع زیادی ازروحانیان, نماینده گان آیات عظام و مراجع تقلید، مشاورمقام معظم رهبری، نماینده شهرستان، فرماندار، شهردار و اعضائ شورای اسلامی شهر و سائر مسئولین شهرستان حضور چشمگیری داشتند.

این عالم الهی در روز جمعه بر دوش مردم ولایتمدار قوچان، بنحو بی سابقه ای تشییع و در قطعه خانواده معظم شهدا بخاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد. انشاء الله در فرصت های بعدی اندر فضیلت های پدر بزرگوارم، آن مرد الهی، انقلابی و مردمدار خواهم نوشت ...

عکسها را در ادامه مطلب ببینید ...


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 14:49 ] [ صديق قوچانی ]
هوالحی الذی لا یموت

سلام علیکم

انا لله و انا الیه راجعون، کل نفس ذائقه الموت ثم ان الینا ترجعون

داغی سنگین از فراق مادر دلسوخته ام نشسته بر جانم، که جز یاد خدا و اطمینان به رافت و رحمت و وعده های بحقش، آرامش بخشی ندارم.

سحرگاه جمعه 16 اسفندماه 92 مصادف با ولادت با سعادت ام المصایب، عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها مادر متقی و مومنه ی ما ام الشهید محمد جواد فهیمی مرحومه حاجیه خانم بی بی موقر مقدم پس از 30 سال انتظار فرزند جاویدالاثرش، دعوت حق را لبیک گفته و در آستانه ایام فاطمیه س به دیدار حق شتافت. روحش در آرامش ابدی.

التماس دعا

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 19:5 ] [ صديق قوچانی ]

بنام خدا

سلام عزیزان

در گفتگویی که با حضرت آیة الله علم الهدی در باره اجرای کنسرت موسیقی در قوچان، صورت گرفته، نکاتی آمده که قابل تأمل است لذا در این مجال سخنان ایشان را بررسی می کنیم:

ضمن عرض ادب و احترام به محضر دانشمند توانا، امام جمعه محترم مشهد حضرت آیة الله علم الهدی، گفتنی است: رویکرد این نوشتار، بررسی گفتمان حضرت استاد توسط کوچکترین شاگرد است، در نهایت رعایت ادب و احترام و حرمت استاد و شاگردی، و البته قطعاً این تأملات، خالی از اشکال نیست. "والله العالم"


ادامه مطلب
[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 1:53 ] [ صديق قوچانی ]

سلام دوستان و هموطنان عزیز

این نوشتار را بدلیل اهمیت و مُبتلابِه بودن آن، تقدیم عزیزان هموطنم می کنم.

مستحضرید که پدیده "خواب دیدن" امری رایج و مبتلابه است و خصوصا بین زنان، رواج بیشتری دارد. از طرفی افرادی که خواب می بینند حالتی پیدا می کنند که دغدغه مند مایلند تعبیر آن را بدانند.

از آنجاییکه عموماً از خطر مراجعه به افراد غیر کارشناس و یا نااهل و حسود غافلند و ممکن است برای هر کسی تعریف کنند و از این طریق، زمینه ی تعبیرهای ناروا و یا سوء استفاده برخی را فراهم آورند. مناسب دیدم نوشتار پیش رو را برای آگاهی عزیزانم تنظیم کنم تا با ارتقاء سطح آگاهی شان، از آسیب ها و خطرات احتمالی این مسأله پیشگیری شود.

حتماً ادامه مطلب را بخوانید ...


ادامه مطلب
[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 1:49 ] [ صديق قوچانی ]

بنام خدا

اینجا سرای شهداست و مطالبش معمولاً مرتبط با جهت گیری های شهداست یعنی ارزشهای الهی و انقلابی، دین و مکتب اهل بیت(ع)، امام و شهدا، رهبری و ولایت فقیه و بیان فضائل و خوبیها و ...

شاید این نوشتار ربط مستقیم نداشته باشد اما احساس می کنم بعضی رفتارها شهدا را آزرده خاطر می کند به این معنا که با اهداف شهدا سازگاری ندارد ...

وقتی کسی در جامعه دینی ما پیدا می شود که با ادبیاتی تحقیر آمیز، کارگران زحمت کش و شریف شهرداری و البته مسلمان و محترم را با یک فوتبالیست غربی که علیرغم همه شایستگی هایش معلوم نیست به چه مسلک و ایینی است مقایسه می کند دل هر انسان باوجدانی بدرد می آید، لازم نیست آدم مسلمان باشد تا دلش از این سخن اندوهناک شود، فقط کافی است کمی آدم باشی.

آیا درست است بگویی: "آنها که با استعدادند لیونل مسی می شوند و آنها که مستعد نباشند کارگر شهرداری؟؟؟"

بی مقدمه چند نکته از خاطرم می گذرد:

1. گوئی بعضی حقیقت خودشان را گم کرده اند و یادشان رفته، آنچه در مرتبه اول ارزش دارد انسانیت و شرافت و کرامت انسانی است نه موقعیت و مِکانت اجتماعی و نه شهرت و القاب؛ بقول سعدی شیرین سخن:

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت ...

2. ارزش و اعتبار حقیقی انسان به تقوا و پارسایی و حقیقت بندگی است چنانکه قرآن شریف فرموده است: "ان اکرمکم عندالله اتقیکم"(حجرات، آیه 13) و از سویی فلسفه آفرینش انسان، برای بندگی و عبادت است. "و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"(الذاریات، آیه 56) و افتخار گل سر سبد عالم هستی یعنی حضرت محمد (ص) اولاً به عبد بودن اوست آنگاه به اعتبار رسالت و نبوتش.

اخر آدم چقدر باید جاهل و محروم باشد.

آقای بظاهر محترم؛ مگر از مقام رسالت و نبوت بالاتر هم داریم که ما وقتی می خواهیم در تشهد نماز شهادت بدهیم به حقانیت گل سر سبد عالم هستی، می گوییم: "اشهد أن محمداً عبده و رسوله "...یعنی اول اعتبار آدمیت به عبد خدا بودن است بعد هر منصب و موقعیتی که دارد.

اگر عبد خدا نباشی هر چه باشی، فرعون و نمرود  و قارون تاریخ باشی، یا اوباما و نتانیاهوی زمانه، مدیر کل باشی وزیر باشی یا وکیل. و یا هرچه اسمت باشد می خواهد لیونل مسی باشد و یا پسرخاله فرشاد و یا دایی علی، بدون خدا هیچ نیستی، اگر کالانعام نباشی بل هم اضلی؟؟؟ و اگر عبد خدا باشی؛ می خواهد ابوذرغفاری باشی یا سلمان که از دار دنیا هیچ نداشتند و یا به هر کسوتی باشی، کارمند جزء باشی و یا کارگر شهرداری؛ همین که انسان و عبد خدایی، همه چیز هستی، اشرف مخلوقاتی و همه دارائی های عالم هستی در برابر ارزش حقیقی تو از آب بینی بزغاله ای بیمار کم ارزش تر است.

مگر نشنیدی که اوصیاء الهی در مناجات با خدا عرضه می دارند: خدایا انکه تو را دارد چه ندارد و انکه تو را ندارد چه دارد ...(خدا کند این معنا را بفهمیم)

3. افتخار و اعتبار و ارزش آدم نه به خوب توپ زدن است و  نه به خوب گل زدن، که اینها همه لهو و بازیچه است و موقعیت هایی که از این مسیر حاصل می شود همه امور اعتباری دنیوی اند و انچه ماندگار و همیشگی و ارزشمند است توشه تقوا و رستگاری است. "وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَاب"(بقره، 197)

4. آدم وقتی با چنین افرادی مواجه می شود ناخودآگاه به یاد قارون، با انهمه ثروت و مکنت و با آنهمه دبدبه و کبکبه اش می افتد. قارونی که در اوج نخوت و غرور و خودبزرگ بینی بود و نسبت به دیگران و ضعفای بنی اسرائیل به ثروت و دارائی اش فخر فروشی می کرد.

5. و نیز به یاد سنت های الهی که نه قابل تحویل اند و نه قابل تبدیل می افتم که: "فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلً"(فاطر، 43) و در همه زمانها این سنت ها جاری و ساری است و نیز اینکه خدا با کسی قوم و خویشی ندارد، آیا کسانی که قارون وار فخر فروشی می کنند از تحقق دوباره سنت های الهی نظیر نمونه های که در تاریخ، برای اقوام و افرادی نظیر قارون اتفاق افتاده هراس نمی کنند؟

6. بعلاوه آدم وقتی این افراد خودباخته ی جاهل و دچار خودفراموشی و نسیان شده را که البته در لباس ها و موقعیت های مختلف کم و بیش هستند می بیند به راهی که تحقیقاً و فطرتاً در آن گام نهاده اعتقاد بیشتری می یابد:

مقصودم دین نازنین اسلام و راه و طریق مکتب اهل بیت (ع) است آنجا که می بینیم از شخص اول دین یعنی وجود نازنین رسول اکرم و سفیر رحمت و مهربانی و اولاد طاهرینش (اهل بیت عصمت و طهارت (ع)) گرفته تا علماء ربانی، این شاگردان و تربیت یافتگان مکتب قرآن و اهل بیت (ع) و شهدای عزیز. اینان افتخار می کنند با طبقه ضعیف و محروم جامعه بنشینند، حضور در سفره ی ایشان را بر سفره رنگارنگ متمولین و اشراف ترجیح می دهند، در کنار خود برای محرومان و فقرا جای باز می کنند، کار و تلاش در کارهای دشوار و سخت نظیر کشاورزی، حفر چاه و نظائر آن را افتخار و عبادت می دانند و افتخار می کنند که دست کارگر را ببوسند و اینها همه نشان تربیت یافتن در محضر قرآن و برخورداری از لطف و هدایت الهی است.

امیدوارم مسئولین محترم در برابر این ادبیات های بی ادبانه و غیرموجه، رفتاری غیرمسئولانه در پیش نگیرند، انتظار ما برخورد جدی و بدون تعارفات فوتبالی است.

اگر من داور بودم حداقل برای یکسال، به چنین شخص بی ادبی کارت قرمز می دادم، البته با توجه به سوابق قبلی اش ...

واقعاً باید از این افراد پرسید، با اهمیت ترین شغل و مؤثرترین افراد در زندگی اجتماعی کدام است؟

تنها کافی است یک روز کار پاکسازی شهر از آلودگی ها و ضایعات ساخته و پرداخته من و تو تعطیل شود، بی شک، کار تنفس، که مهم ترین رکن حیات بشری است آنهم در تهران بزرگ با آنهمه آلودگی و دود نیز، تعطیل می شود.

آنوقت تو هم به باشگاهت نمی رسی و حتی لحظه ای نمی توانی فوتبال لیونل مسی ات را تماشا کنی ...

ختم کلام و التماس دعا ...

اگر این فرد توبه نموده و در رسانه ملی از همه زحمتکشان عذرخواهی کرد، امید است رحمت الهی شاملش گردد.

و گرنه باید منتظر عقوبت دلهای شکسته ای باشد که آرام و بی صدا می شکنند و عزت و بزرگ منشی شان و نیز اقتضاء کارشان اجازه نمی دهد فریاد کنند، چون عادت کرده اند شبها که همه در خوابگاه گرم و نرمشان خوابند در سرما و گرما بی صدا و آرام خدمت کنند.

بدرود تا درودی دیگر ...

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 2:30 ] [ صديق قوچانی ]

بنام خدا

سلام عزیزان

ضمن تبریک ایام الله دهه مبارک فجر، و آرزوی حضور پرشکوهی دیگر، در راهپیمایی 22 بهمن، تجلی اقتدار ملی و حمایت از آرمانهای امام و شهدا و صحنه ی دفاع از ارزشهای الهی و حریم ولایت، توجه شما را به "داستان زهره و شعر انقلاب" جلب می کنم:

چند روز پیش این شعر را به سفارش دختر گلم زهره سرودم که دانش آموز کلاس اول نسترن مدرسه الغدیر شهرک شهید زین الدین قم است.

(این هم عکسی یادگاری از زهره خانوم انقلابی و عاشق امام و حضرت آقا در همدان)

جهت اطلاع مسئولان فرهنگی آموزش و پرورش:

القصه؛ زهره خانوم، با ذوق و شوق فراوان، بارها و بارها شعر سروده شده را خواند تا روان شد و حتی بعد از دو روز آن را حفظ کرد، به توصیه ما و البته تقاضای قبلی معلم ایشان، در ایام دهه فجر، شعر را به مدرسه برد تا در کلاس و یا سر صف برای بچه ها بخواند، وقتی شعر را به معلم شان که اتفاقاً مربی زحمت کشی هم هست نشان می دهد، به بچه می گوید آیا بلدی بخوانی، زهره خانم می گوید بله خانوم، و در جای خود می نشیند، پس از آنکه نوه ی معلم شعرخوانی کرده و یکی از سرودهای اول انقلاب را می خواند معلم دیگر به زهره توجهی نمی کند.

بچه سرخورده و ناراحت به خانه آمد و ما روحیه اش را بازیافت کردیم و حال، در حالیکه اصل شعر را گم کرده ایم، زهره قرار است شعر من را از حفظ بخواند و من برای شما در این صفحه یادداشت کنم.

لطفاً نظر برای زهره خانوم یادتون نره ...

به فجر، دیو رفت و فرشته از در آمد/ خمینی کبیر، ز نسل کوثر آمد

در راه انقلاب، هزاران شهید داده ایم/ بجای ظلم شاه، حکومتی دادگر آمد

مردم همه شاد، ازین، اتفاق بزرگ/ لطفی دگر ز خدای حی داور آمد

دشمن از این اتفاق، دو صد خشمگین/ به جنگ، همچو اژدهایی دو سر آمد

مردم به فرمان امام، بیشتر متحد/ به صحنه، با رمز یا زهرا و حیدر آمد

هشت سال، دفاع مقدس، با لطف حضرت حق/ برای مردم ما، افتخاری دگر آمد

گذشت سی و پنج سال از انقلاب ما، آری/ ز رمز وحدت و رهبری است، کین اثر آمد

شاعر: صدیق قوچانی

بدرود تا درودی دیگر ...

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 19:55 ] [ صديق قوچانی ]

سلام عزیزان
رحلت شهادت گونه بانوی کرامت حضرت فاطمه معصومه علیهاسلام را به محضر حضرت حجت عج و همه شیعیان و ارادتمندان آنحضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

و به ساحت مقدسه آن بی بی دو سرا عرضه می داریم: " یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه فان لک عندالله شان من الشان"...

آنها که خاک را بنظر کیمیا کنند/ آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند...

بی بی جان ...

منم گدای حرم تویی امید دلم/دلم گرفته کجاست هان نوید دلم

دلم گرفته نگاهی ز سوی تو خواهد/سفر ز اوج وجودم به کوی تو خواهد

التماس دعا

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 23:31 ] [ صديق قوچانی ]

بنام خدا

در روز میلاد فرخنده ابوا الحجة العصر و الزمان، امام حسن عسگری (ع)، ضمن تبریک به قائم آل محمد (عج) و به ارادتمندان و شیعیان آل محمد (ص)؛ پای سفره نورانی کلام آن امام همام می نشینیم:

امام حسن عسگرى عليه السّلام به شيعيانش فرمود: شما را سفارش مى‏كنم به: رعايت تقواى الهى، پيشه كردن پارسايى در دين خود، كوشش بسيار براى خدا، راستگويى، امانت پردازى به كسى كه چيزى به شما سپرده خواه نيكوكار باشد و خواه بدكار، انجام سجده‏هاى طولانى و خوش همسايگى كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بدين روش آمده؛ [باز هم سفارش مى‏كنم به اينكه:] در ميان قبيله و عشيره‏هايشان نماز گزاريد، در تشييع جنازه‏هايشان حضور يابيد، از بيمارانشان عيادت نماييد و حقوقشان را بپردازيد؛ زيرا هر يك از شما كه در دينش پارسا و در گفتارش راستگو باشد و امانت مردم را بپردازد و با آنان خوش اخلاقى نمايد، در اين صورت گويند: اين يك شيعه است! من از شنيدن آن جمله شادمان مى‏شوم.

از خدا پروا نماييد و زينت [و مايه سرافرازى ما] باشيد نه مايه زشتى [و سرافكندگى‏]، همه دوستى را به سوى ما بكشانيد و هر زشتى را از ما دور نماييد؛ زيرا هر خوبى كه در حقّ ما گفته آيد ما شايستگى آن را داريم و هر بدى كه در باره ما بر زبان آيد ما چنان نيستم. ما را در كتاب خدا حقّى است و با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خويشاوندى است و خداوند ما را پاك شمرده و هيچ كس غير از ما نمى‏تواند ادّعاى چنين مقامى را نمايد مگر اينكه دروغ پرداز باشد. بسيار ياد خدا و ياد مرگ نماييد و بسيار به تلاوت قرآن پردازيد و صلوات بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرستيد؛ زيرا صلوات بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ده حسنه دارد. آنچه را به شما سفارش كردم در حفظ آن بكوشيد، شما را به خدا مى‏سپارم و به شما درود مى‏گويم. منبع: تحف العقول-ترجمه حسن زاده - ص 887      

در ادامه مطلب بخوانید ...

سخنان كوتاه امام حسن عسكرى عليه السلام در زمينه‏ های[اخلاق و حكمت و غيره‏]


ادامه مطلب
[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 13:44 ] [ صديق قوچانی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بنام خدا

"شهادت هنر مردان خداست"

این سخن از پیر فرزانه ما امام خمینی (ره) واقعیت و اوج ارزش و منزلت شهادت را یادآور می شود.

اما اگر چه شهادت, لیاقت می خواهد و ما پس از جنگ از حال و هوای عشق و عاشقی و معنویت شبهای دوکوهه, طلائیه, شلمچه و جزیره مجنون تا بلندی های کردستان و سلیمانیه عراق به مسافتی چندین برابر آن, فاصله گرفته ایم. ولی هنوز راه شهادت را بسته نمی دانیم و گفته ایم و باز هم می گوییم که تا آخرین نفس ایستاده ایم...

و این سخن مقام عظمای ولایت به ما آرامش می دهد که: "زنده کردن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست."

و اینک آمده ایم که اگر شهادت نیست قسمت ما، بهره ای هر چند کم از آن ببریم.

با شهدا باشید تا حیات تان حیات شهدا و ممات تان موت شهدا باشد ...

با ما باشيد تا با شهدا بمانيم ...
برچسب‌ها وب
  • تب یکم
  • روینیا
  • بوم اف